آرامش در قلبی است که در تصرف خداست
کوچه بدون بن بست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
چهارشنبه 27 دی 1391 :: نویسنده : Raziyeh

هنوز از عمر انسان شش میلیارد سال باقی است. آنرا نابود نكنیم. بشریت اكنون دوران طفولیت را پشت سر می‌گذارد و زندگی باشكوهی را در پیش روی دارد، با تخریب محیط زیست، نسل خویش را منقرض نگردانیم.

    بنابر آخرین فرضیه ها، خورشید ما در حدود ٤٦٠٠ میلیون (٤.٦ میلیارد) سال قبل، از غبار خورشیدی تشكیل گردید.(١) زمین و سایر سیارات منظومه شمسی از بقایای غبار مزبور در حدود ٤٥٠٠ میلیون سال پیش شكل گرفتند و در آغاز به احتمال، سطح زمین به حالت گداخته و مذاب بود و میلیونها سال طول كشید تا پوسته خارجی آن سرد و سخت گردید. پوسته‌ای كه شكننده بود و از شكست آن آتشفشانها فوران می‌كردند و مواد مذاب زیر پوسته را به صورت گدازه، خاكستر، دود، بخار و گاز بیرون می‌ریختند و سنگها و گازهایی را كه در آنها استعداد بالقوه زندگی وجود داشت به وجود آوردند. از بركت آنها جو زمین پدیدار گردید و اكسیژن را برای زمین به ارمغان آورد. از بخار آب چاله‌ها و پستی‌های زمین پر از آب شد و اقیانوسها و دریاها بر چهره آن نمایان گشت و اولین جایگاه زیست بنا نهاده شد.

    مقدمات زیست از ٣٠٠٠ میلیون سال پیش تجاوز می‌كند.(٢) قدمت پیدایش اكسیژن محصول گیاهان به حدود ١٩٠٠ میلیون سال قبل می‌رسد. در حدود ١٥٠٠ میلیون سال پیش اكسیژن زندگی‌بخش در جو زمین جای پیدا می‌كند. حدود ٥٧٠ میلیون سال گذشته اقیانوسها و دریاها حاوی جوامع زیستی بودند و سنگهای مربوط به این زمان دارای فسیلهای بسیار هستند. ماهیها از حدود ٥٠٠ میلیون سال گذشته عرض اندام كرده‌اند و خزندگان از حدود ٢٥٠ میلیون سال قبل بر سطح زمین می‌‌خزیده‌اند. پیدایش اولین پستانداران به حدود ٢٠٠ میلیون سال قبل در تعدادی محدود می‌رسد و در حدود ٧٠ میلیون سال پیش، بعد از انقراض دایناسورها تعدادشان رو به فزونی می‌گذارد. بین ١١ تا ٢٥ میلیون سال پیش میمونهایی شبیه آدم در آسیا، افریقا و اروپا پدید آمدند.(٣)

    سابقه انسانهای اولیه را از حدود ٥.٥ میلیون سال قبل در افریقای شرقی و جنوبی سراغ داریم.(٤) این بشر اولیه با استفاده از سنگ و چوب به جای چنگ و دندان و با راهنمایی عقل خویش به زندگی خود رونق بخشید و حسابش را از دیگر جانوران جدا ساخت. از آن زمان تاكنون بشر با تكامل ابزار خود در بهبود زندگی خویش كوشیده و سرتاسر كره خاكی را حاكم گشته و از موهبتی كه خداوند در روی زمین برایش فراهم كرده چه در راه خیر و چه در راه شر بهره برده است.

    پیدایش بشر بعد از آفرینش تمام جانداران و در بهترین شرایط زیستی عمر كره زمین به وقوع پیوست. به هنگام جوانی و برومندی با دشتهای سرسبز و گلهای رنگارنگ و عطرهای شامه‌نواز و آسمانهای آبی و خاكهای زرخیز و كانهای پرارزش و هزاران ویژگیهای دیگر و این خصوصیات تا آنجا كه اطلاع در دست است در دور و بر ما فقط به گوی زمین اختصاص دارد و این گوی سخاوتمند بی‌هیچ چشمداشتی تمام نتایج هزاران میلیون سال تلاش خود را به آدمیان پیشكش كرد و امیدوار بود كه بدین نحو تا ٦٠٠٠ میلیون سال دیگر به زندگی ادامه دهد. در عوض، این آدمیان طی هزاران سال جنب و جوش بر سطح آن هرچه خواستند كردند. ولی به علت كمی تعداد و محدود بودن جوامع انسانی، چندان خسارتی بر آن وارد نشد، و هر جا زخمی بر چهره آن می‌خورد، عوامل مختلف طبیعی با هماهنگی یكدیگر به ترمیم آن می‌پرداختند و تعادل محیط را حفظ می‌كردند. این فرایندها بارها و بارها تكرار می‌شد و آدمی خوشبخت و زمین خرم زمانها را پشت سر می‌نهادند. اما از ٢٠٠ سال گذشته به سبب پیشرفت علوم و انقلاب تكنیك و گسترش صنایع و ازدیاد روزافزون جمعیت، آسیبهایی بر چهره زمین وارد گشته و تعادل عوامل زیستی در بیشتر نقاط برهم خورده است.

    آلودگی محیط به ویژه در جوامع صنعتی پیشرفته به صورت یك مسئله عمومی درآمده است و صاحبان سرمایه‌های كلان بی‌محابا و بدون توجه به پیامدهای ناگوار (و در كشورهای عقب‌مانده بدون پرداخت مالیات واقعی) از علوم و فنون و اكتشافات جدید حداكثر بهره را برده‌اند و عوامل اصلی حیات را پلید و ناپاك گردانده‌اند. به عنوان مثال، آلودگی هوا به وسیله مه دود، هوای بیشتر شهرهای صنعتی را ناخوشایند و ناسالم ساخته و باعث شیوع بیماریهای دستگاه تنفسی به خصوص آماس نایژه (برونشیت) گشته است. این آلودگی قربانیان تدریجی بسیار دارد اما وقتی درصدش بالا رود، با اندك تغییری در عوامل جوی قربانیان فراوانی را یكجا دریافت می‌كند. از جمله، مه دود سال ١٣٣١ (١٩٥٢) لندن كه جان حدود ٤٠٠٠ نفر را به یكباره ستاند.

    آلودگی آب به وسیله فاضلابها و هرز دادن فضولات كارخانه‌ها به رودها، دریاچه‌ها و دریاها كه نمونه قابل توجه آن در نواحی كم جزر و مد سواحل مدیترانه بیشتر به چشم می‌خورد، سبب ضایع شدن بیشتر گیاهان و حیوانات نواحی مختلف ساحلی مجاور شهرهای صنعتی و پر تراكم شده و جان و تندرستی مردم را به خطر افكنده است. در «میناماتای» ژاپن حدود سال ١٣٢٩ (١٩٥٠) بیش از ١٠٠٠٠ نفر یا مردند یا معلول گشتند یا به بیماریهای بسیار سخت گرفتار شدند. این مصیبت به علت خوردن ماهیهای مسمومی بود كه از هرز دادن فضولات یك كارخانه شیمیایی، حاوی «استالدئید» acetaldehyde مسموم شده بودند. در برخی از رودخانه‌های شمالی ایران كه وارد دریای خزر می‌شوند. اینگونه مسمومیتها آغاز گشته است، هشدارهای سازمان محیط زیست باید مردم و دولت را بیدار كند.

    آلودگی زمین نیز از راههای مختلف ایجاد می‌گردد. برای نمونه آفت‌كش «د د ت» یك سم قدیمی كه برای ازدیاد محصولات غذایی به كار برده می‌شد، پرندگان زیادی را نابود كرد و به علت دوام زیادش علاوه بر آفات گیاهی، موجودات ذره‌بینی مفید درون خاك را نیز نابود ساخت و بر رابطه زندگی اینگونه جانداران و خاك (اكولوژی- بوم‌شناسی) آسیب رساند و تعادل طبیعی آنرا از بین برد و چند سالی زمان می‌خواهد تا خاك باروری طبیعی خود را بازیابد، به شرط آنكه دوباره مسموم نگردد.

    افزایش بی‌حساب جمعیت و گسترش روزانه شهرها و روئیدن شبانه خانه‌ها در محدوده‌های خارج از شهر و در زمینهای زراعتی، خودبه‌خود آلودگی آفرین است. صرفنظر از مسائل جوامع عقب‌مانده و عدم توجه افراد در قبال مسئولیتی كه نسبت به بهداشت جامعه دارند، مسئله تأمین خدمات از یكسو و به وجود آمدن بازار تقاضای شدید از سوی دیگر، صنایع و فعالیتهای پرتحرك ‌تر را به دنبال می‌طلبد، و چون به پیامدهای آن از قبل نیندیشیده‌اند، آلودگیهای بیشماری را گریبانگیر نقاط بسیاری از جهان كرده‌ و چهره شاداب زمین را روزبه ‌روز پژمرده‌تر می‌سازد. مهم‌ترین عوامل ناپاكی را می‌توان چنین برشمرد:

١-    رادیواكتیو (مواد پرتوزا) ناشی از آزمایشهای جنگ ‌افزارهای هسته‌ای.

٢-    دوده و گازهای ناشی از سوخت هواپیماها و موشكها.

٣-     ازدیاد كربن‌ دی‌اكسید از سوختهای فسیلی و قطع بی‌رویه درختان جنگلی.

٤-     سمپاشی های هوایی مزارع و آلودگی خاكها.

٥-    نیروگاههای هسته‌ای كه بر اثر اختلال باعث تولید رادیواكتیو (مواد پرتوزا) می‌شوند.

٦-    نیروگاههای حرارتی و سیستمهای سردكننده و تهویه شهرها كه آلودگیهای حرارتی و شیمیایی تولید می‌كنند.

٧-    دودكشهای كارخانه‌ها و منازل با تولید دی‌اكسید گوگرد هوا را مسموم می‌سازند.

٨-    گازهای خروجی وسایل نقلیه موتوری كه بر فراز شهرهای پرجمعیت و پر ترافیك ایجاد مه دود می‌كنند.

٩-    ایجاد بزرگراهها و معادن روباز و استخراج مواد سطحی بر روی مزارع و مراتع كه زمینهای مفید و بارور را می‌تراشد.

١٠-    انباشتن فضولات و زباله‌ها در كنار شهرها، رودخانه‌ها و سواحل دریا.

١١-    وسایل نقلیه فرسوده آبی كه سواحل دریاها و رودخانه‌ها را به روغن آلوده می‌سازند.

١٢-    در اثر حوادث مختلف، تانكرهای نفتكش میلیونها تن نفت را به دریا سرازیر ساخته و سطح وسیعی از دریا را تا مدتها به زیر پوشش مسموم‌كننده نفت می‌برند.

١٣-    فضولات كارخانه‌ها و فاضلابهای شهرها و برخی از روستاها كه به رودخانه‌ها می‌ریزند.

١٤-    رودخانه‌های آلوده از فاضلاب شهرها و كارخانه‌ها، خود مسبب آلودگی دریا و دریاچه‌ها می‌شوند.

١٥-    لاشه‌های رها شده كشتیها در كف دریا كه محیطهای مخاطره‌انگیزی می‌آفرینند.

١٦-    انفجار، آتش‌سوزی یا تركیدن لوله‌های نفت سكوهای نفتی دریاها.

١٧-    بسته‌های حاوی زباله‌های رادیواكتیو كه به قعر دریا فرستاده می‌شود ممكن است به علل پیش‌بینی نشده‌ای از هم پاشیده یا قسمتی از آن پوسیده و مواد زهرآگین آن رها شود...

    در بسیاری از كشورهای پیشرفته جهان كه عامه مردم چگونگی دخالت در امور سیاسی و اجتماعی را فرا گرفته‌اند، با ایجاد سازمانهای مختلف، تا حد قابل توجهی دولتها را ملزم به حمایت از سازمانهای محیط زیست وكنترل شدید مواد آلوده‌ساز كرده‌اند. از جمله بودجه‌های سنگینی برای تحقیق و استفاده از انرژیهای سالم و جدید مانند: خورشید، باد، امواج دریا، جزر و مد اختصاص داده‌اند كه به نتایج درخشان و حتی بهره ‌برداری هم رسیده‌اند. جنگلها را توسعه داده و سال به سال بر وسعت آن می‌افزایند، بر رشد جمعیت غلبه كرده و آنرا به حالت تعادل درآورده‌اند. تا جایی كه در برخی از كشورها رشد آن در سالهای آینده رو به كاهش خواهد داشت. متأسفانه در بیشتر كشورهای عقب‌مانده یا عقب نگاهداشته شده كه با احترام آنها را «كشورهای در حال رشد» می‌نامند، وضع به گونه دیگری است. در دهه‌های اخیر كارخانه‌ها و وسایل محركه بدون توجه به زیان آنها بر محیط زیست، یكی پس از دیگری با سیستمهای كهنه وگاه از رده خارج شده دایر می‌گردند. در بیشتر آنها حتی تمام مواد اولیه نیز از خارج وارد می‌شود.

    این زندگی نكبت‌بار و محیط ناسالم زیست را كشورهای پیشرفته‌تر طی دهها سال قبل تجربه كرده‌اند و با گذشت و غلبه بر حرص و ولع خویش كوشیده‌اند تا بسیاری از آنها را مهار كنند و فردای روشنی را به خود نوید می‌دهند. آنها برآنند كه چنان از امكانات طبیعی بهره گیرند كه نه تنها تعادل عوامل طبیعی را برهم نزنند بلكه به مرور ناهماهنگی محیط گذشته را هم درمان بخشند. آنها این مهم را مدیون دانشوران و مراكز تحقیقاتی و دانشگاهها هستند و به آنها بهای زیادی می‌دهند و برای مجریانشان عزت و احترام قائلند.

    برای آنكه اختلاف بین جوامع پیشرفته كه عواقب خطرناك آلودگی محیط را درك كرده‌اند و دنبال چاره‌اند و جوامعی كه اكثریت آن چون گوسفندانی كه بی‌تفاوت به سوی مسلخ گام برمی‌دارند و در لابلای آلودگیها و دود و غبار فلزات بی‌خیال در طلب به چنگ آوردن سكه‌ای بیشترند، بهتر روشن گردد، به نقل فشرده آماری چند مبادرت می‌گردد.

 جنگل و درخت

امروزه در سطح جهان برای مقابله با آلودگیهای تنفسی به تقویت ششهای كره زمین یعنی جنگلها پرداخته‌اند. علاوه بر گسترش فضای سبز اطراف شهرها و پاركها، در مقابل برداشت سالیانه ٧ میلیون هكتار از اراضی جنگلی، سالیانه بیش از ١٤ میلیون هكتار جنگلكاری می‌شود. اما نسبت كاشت و برداشت در سطح جهان دارای اختلاف بسیار فاحشی است و این اختلاف احساس مسئولیت و یا بی‌اعتنایی ملل مختلف را می‌نمایاند.

     

    مساحت جنگلهای ایران در حدود ٢٠٠٠ سال پیش حدود ٨٠ میلیون هكتار(٨) و در گذشته نزدیك حدود ٣٠ میلیون هكتار(٩) و در حال حاضر در حدود ١٢ میلیون هكتار (١٢٠ هزار كیلومترمربع) است ولی از تمام آن امكان بهره‌ برداری دایمی وجود ندارد. در طول ٢٠ سال گذشته مساحت جنگلهای شمال كشور كه تنها قطب تولید چوب به طور دائم می‌باشد از ٣.٤ میلیون به ١.٨ میلیون هكتار كاهش یافته است (١٠) اگر جمعیت جهان را در حال حاضر حدود ٥ میلیارد نفر در نظر بگیریم، به طور متوسط سهم سرانه جنگل برای هر نفر حدود ٠.٨ هكتار (٨٠٠٠ مترمربع) می‌باشد ولی متأسفانه سهم سرانه جنگل برای هر ایرانی حدود ٠.٢٤ هكتار (٢٤٠٠ مترمربع) می‌باشد. اگر این رویه یعنی ازدیاد جمعیت و كاهش جنگل ادامه داشته باشد روزی خواهد ریسد كه به هر ایرانی حتی چند درخت هم نخواهد رسید.

    همیشه به خاطر داشته باشید كه یك درخت متوسط، قادر خواهد بود تا اكسیژن مورد نیاز سه نفر را تأمین كند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حتماً تابحال شنیده‌اید که می‌گویند برای به دست آوردن احترام باید به دیگران احترام بگذارید.

کاملاً درست است اما لزوماً نه به آن شکلی که شما فکر می‌کنید. بااینکه خیلی مهم است که به دیگران احترام بگذارید، این راه قطعی و تعیین‌کننده برای اینکه آنها هم حتماً به شما احترام بگذارند نیست.

درمورد احترام، همه چیز از خودتان شروع می‌شود.

اگر شما به خودتان احترام نگذارید، هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد.

چرا احترام به خود تا این اندازه مهم است

احترام به خود پایه و اساس داشتن یک زندگی توام با کمال و احترام است. اگر واقعاً خودتان را دوست نداشته باشید و به عنوان یک انسان به خودتان احترام نگذارید، چطور می توانید جرات کنید از ایده‌ها و اعتقاداتتان حمایت کنید یا مرزهای خود را به دیگران گوشزد نمایید؟

حتی آدم‌های خیلی مهربان هم نمی‌توانند با کسانیکه علاقه و احترامی برای خود قائل نیستند همدردی کنند.

چطور به خودتان احترام بگذارید

احترام به خود، درک وقار و ارزش ذاتی خودتان است. شایان ذکر است که این به داشتن هیچ توانایی یا رسیدن به هیچ موفقیتی بستگی ندارد: هر انسانی در این کره خاکی محترم به دنیا آمده است. اما در عمل این احترام همیشه به همه افراد داده نمی‌شود اما خیلی مهم است که بدانید برای احترام به خود نیاز به رسیدن به هیچ ایدآل خاصی نیست.

اگر تصور می‌کنید که به اندازه کافی به خودتان احترام نمی‌گذارید، راه‌هایی هست که بتوانید آن را تقویت کنید.

• مرزهایی سالم تعیین کنید. به خودتان اجازه ندهید از احساس دیگران نسبت به خودتان سوءاستفاده کرده یا میزان احترام به خودتان را بر مبنای آن پایه‌گذاری کنید.
• از خودتان خوب مراقبت کنید. یک رژیم‌غذایی سالم داشته باشید، ورزش کنید و از الکل و سایر مواد مشابه دوری کنید.
• در فعالیت‌هایی شرکت کنید که اعتمادبه‌نفستان را بالا می‌برد. این می‌تواند یک سرگرمی، ورزش، سازمان اجتماعی، داوطلب شدن برای کارهای خیر و از این قبیل باشد. هر چیزی که باعث شود حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید مناسب است.
• تمرین کنید خودتان را آدم باارزشی ببینید. در آینه به خودتان نگاه کنید و به خودتان بگویید که همانطور که هستید دوستتان دارند.
• اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید و با دیگران با احترام برخورد کنید. کسانیکه اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و برای خود احترام قائل نیستند، معمولاً به شما هم جذب می‌شوند و گروهی منفی را تشکیل می‌دهند. معمولاً اولین قدم این است که بفهمید دیگران می‌توانند دوستتان داشته باشند و دارند. وقتی به خودتان احترام بگذارید، متوجه می‌شوید که به دست آوردن احترام دیگران آسان‌تر می‌شود. و حتی در موقعیت‌هایی که احترامی که باید را دریافت نکردید، یک احساس درونی احترام خواهید داشت که شأن و منزلت شما را حفظ خواهد کرد.

به دست آوردن احترام دیگران

بااینکه درست است که همه انسان‌ها محترم به دنیا آمده‌اند اما کسانی هستند که از این قاعده مستثنی می باشند و احترام بیشتری را به خود جلب می‌کنند. دلیل آن می‌تواند موفقیت‌های آنها، توانایی‌های ذاتی‌، زیبایی و یا قهرمان بودنشان باشد.

برای اینکه احترام دیگران را جلب کنید لازم نیست در دنیا معروف و مشهور باشید. در محافل کوچک‌تر هم کسانی هستند که دیگران برای آنها احترام ویژه‌ای قائلند. این در محدوده قدرت شماست که به یکی از این افراد تبدیل شوید. در زیر به چند راه برای آن اشاره می‌کنیم:

• با اعتمادبه‌نفس راه بروید. درست است. وقتی دیگران اعتمادبه‌نفس ما را ببینند تصور خواهند کرد که افراد موفقی هستیم.
• با همه با مهربانی و درستی رفتار کنید.
• اما مرزهایی بگذارید و اجازه ندهید دیگران هر رفتاری با شما داشته باشند.
• با درستی و صداقت رفتار کنید.
• یاد بگیرید چطور با خونسردی با استرس برخورد کنید.
• همیشه بخندید و لبخند بزنید.
• سخاوتمند باشید.
• افکارتان را مطرح کنید.
• به کمک محرومان و نیازمندان بروید.
• قاطع اما عادل باشید.
• با روشنفکری انتقاد را بپذیرید.
• دربرابر میل به گارد گرفتن در برابر دیگران مقاومت کنید.
• ضعف‌هایتان را بپذیرید.
• به موفقیت‌هایتان افتخار کنید.
• هر کاری که می‌کنید را با عشق و علاقه قلبی انجام دهید.

همه آدمها به دنبال احترام هم‌نوعانشان هستند؛ این مسئله کاملاً ذاتی است. وقتی حس می‌کنیم هیچکس به ما احترام نمی‌گذارد، خیلی سخت است که مثبت و موفق باشیم. وقتی ما به خودمان احترام نگذاریم، طوری رفتار خواهیم کرد که با خواست و علایقمان همخوانی ندارد.

احترام گذاشتن به خود و جلب احترام دیگران به داشتن یک زندگی شاد و سالم کمک می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 دی 1391 :: نویسنده : Raziyeh

وقتی به کسانیکه تحسینشان می‌کنیم نگاه می‌کنیم، موفقیتشان را به شانس، سرنوشت یا عواملی که هیچ ارتباطی با سخت‌کوشی ندارد، ربط می‌دهیم. و این بزرگترین بهانه ما برای نرسیدن به موفقیت است. «من موقعیت خانوادگی یا پارتی او را ندارم. به اندازه او پولدار نیستم. هیچ استعدادی ندارم.» و این بهانه‌ها همینطور ادامه می‌یابند. و چون همه مسئولیت موفقیت را به عوامل خارجی نسبت می‌دهیم، خودمان را از زحمت رسیدن به موفقیت در زندگی راحت کرده‌ایم.

اگر به دقت نگاه کنید، پشت هر فرد موفق تلاش سخت قرار دارد. یک میلیونر، یک دلار یک دلار به دست آورده است. شما فقط معامله میلیون دلاری یک نفر را می‌بینید اما مشکلات و تلاش بی‌وقفه ۱۰ سال قبل از آن را نمی‌بینید.

موفقیت یک پله یک پله ایجاد می‌شود. اگر یک پله بالا بروید، موفقیت در پاگرد بعدی منتظر شماست.

امروز یک تماس اضافی برقرار کنید. اگر نتایج بزرگ شما را می‌ترساند، اگر هدف بزرگ خیلی دور از دسترستان به نظر می‌رسد، سرعت و انرژیتان را قدم به قدم بیشتر کنید. امروز یک تماس اضافی بزنید، یک ایمیل اضافه بفرستید و وقتی که اینکار به طور مداوم در طول یک مدت ادامه پیدا کند، ظرفیت تماس‌هایتان را تا ۶۰ درصد در آخر ماه افزایش داده‌اید. قسمت باورنکردنی قضیه اینجاست: وقتی ورودی کارتان تا ۶۰ درصد افزایش یابد، خروجی یا همان نتیجه کار احتمالاً تا ۱۲۰ درصد ارتقاء می‌یابد.

روز یک نفر را بسازید. کار شما مطمئناً با آدم‌ها در ارتباط است. موفق شدن در ارتباط با آدم‌ها کمکتان می‌کند فاصله بین آرزوها و اهدافتان را سریعتر پر کنید. وقتی مردم دوستتان داشته باشند، برای آنها ساده‌تر می‌شود که کارتان را هم دوست داشته باشند. دایره تاثیر شما هر چه بزرگتر باشد، فرصت‌های بیشتری برای خودتان ایجاد خواهید کرد. وقتی یک نفر را خوشحال کنید، و این کار را مداوم طی یک دوره ادامه دهید، در آخر ماه، طرفداران زیادی به دست آورده‌اید.

امروز یک لقمه کمتر غذا بخورید. این یک واقعیت اثبات‌شده است که کسانیکه کمتر می‌خورند، نه تنها بیشتر زندگی می‌کنند بلکه انرژی بیشتری هم خواهند داشت. کم کردن وزن ذهن خیلی‌ها را به خود مشغول کرده است و بعضی آنقدر درگیر پرخوری‌های غیرقابل‌کنترل خود شده‌اند که همه توان خود را برای کم کردن وزنی که بخاطر چیزهایی که نمی‌توانند جلوی خودشان را برای خوردن آن بگیرند، به کار می‌گیرند. و وقتی اینکار به طور مداوم ادامه پیدا کند، آخر ماه نه تنها ظاهر بهتری پیدا کرده و احساس بهتری خواهید داشت، عملکرد کاری‌تان هم بهتر خواهد شد.

امروز مبلغی پس‌انداز کنید. اگر توازن بانکی‌تان موفقیتتان را تعیین می‌کند، این ساده‌ترین راه موفقیت شما خواهد بود. از همین امروز، هر روز مبلغی پس‌انداز کنید؛ هر میزانی که در توانتان باشد. این کار را هر روز انجام دهید و مداوم پیش روید و وقتی این کار متعهدانه در طول یک دوره زمانی انجام شود، یک میلیونر خواهید شد.

از امروز یک قدم بیشتر بردارید. امروز کاری بکنید که قبلاً برای انجام آن تردید داشتید. اگر ماه‌هاست که برای زود بیدار شدن مشکل دارید، امروز صبح ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید. انجام کارهایی که هیچوقت برای انجام آن راحت نبوده‌اید، باعث می‌شود پایتان را فراتر از موانع ذهنی‌تان بگذارید و واقعیت توانایی‌های خود را کشف کنید.

وقتی این کارها را انجام دهید، به سمت جهش کوانتومی در کارتان پیش خواهید رفت اما تا آن موقع قدم به قدم جلو روید.
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقت استراحت، نهار، نماز و به طور کلی سایر فعالیت هایی که در محل کار مجاز به شمار می آید، هم حد و حسابی دارد. از حد خود که بگذرد، گذشته از اینکه همکارانتان را عصبی می کند

درست است که بسیاری از ما بخش عمده ای از ساعات روز را در محل کار می گذرانیم، اما این دلیل موجهی برای اینکه در محل کار هر کاری دوست داشتیم انجام دهیم نیست!
محل کار هم مثل هر جای دیگر قوانین و الزام های خاص خود را دارد و با رعایت آنها و مرتکب نشدن اشتباهاتی که ما در این گزارش به برخی از آنها اشاره می کنیم، می توانید کاری کنید که محل کار هم مثل خانه برایتان آرامش و امنیت بیاورد.

1 - با انگشت زدن روی میز، وقتی دارید به چیزی فکر می کنید
نزن برادر من! نزن خواهر من! این درست که در حال فکر کردن هستید و موضوعی که فکرتان را مشغول خود کرده از نظر خودتان اهمیت بالایی دارد، اما این که انصاف نیست که به خاطر فکر کردن خودتان اعصاب همکارانتان را بهم بریزید و حواسشان را پرت کنید!

2 - بالا بردن صدا بیش از اندازه معمول در هنگام صحبت با تلفن
بهترین راه برای اینکه مکالمه تلفنی شما مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند این است که وقتی تلفنتان زنگ می خورد به جایی بروید که کسی نباشد و در صورتی که امکانش نیست، دست کم آرام صحبت کنید و حواستان جمع باشد که صدایتان بیش از حد معمول بلند نشود.

3 - استفاده زیاد از عطر یا استفاده از عطر با بوی تند
بعضی ها فکر می کنند وظیفه خوشبو کردن محل کار را به عهده دارند! همین ذهنیت باعث می شود شیشه عطر را روی خودشان خالی کنند، غافل از اینکه این کار تنها بینی همکاران را می آزارد. امان از آن روزی که بوی عطر، به ویژه برای آقایان، تند هم باشد!

5 - هنگام تایپ، روی صفحه کلید کوبیدن
صفحه کلید کامپیوتر شما گناهی نکرده که دائما از شما توسری بخورد و صدایش هم درنیاید! از طرفی همکاران شما هم مجبور نیستند به سکوت محل کار به نوای نه چندان دلنشین تایپ کردن شما گوش دهند! لطفا مهربانانه تر با کیبورد برخورد کنید.

6 - وقتی زمان اختصاص یافته به استراحت از زمان نشستن و کار کردن پشت میز بیشتر می شود
وقت استراحت، نهار، نماز و به طور کلی سایر فعالیت هایی که در محل کار مجاز به شمار می آید، هم حد و حسابی دارد. از حد خود که بگذرد، گذشته از اینکه همکارانتان را عصبی می کند، می تواند رئیستان را هم از دست شما خسته کند و حتی ممکن است کار به اخراج هم بکشد.

7 - بعضی ها خیلی اصرار به مریض نشان دادن خود دارند
برخی هم هستند که همواره می خواهند به دیگران ثابت کنند حال و روز خوشی ندارند و از مشکلات روحی یا جسمی رنج می برند، در حالیکه واقعیت شان این نیست. این مدل افراد تنها باعث بی حوصلگی همکاران خود می شوند.

8 - گذاشتن آهنگ های اعصاب خرد کن روی زنگ موبایل
اگر موبایتان را سایلنت نمی کنید، دست کم از آهنگ های اعصاب خورد کن هم برای زنگ آن استفاده نکنید. همکاران شما شاید در ظاهر اعتراضی در این رابطه نداشته باشند، اما قطعا از شنیدن صدای گوش خراش زنگ موبایل شما، دل خوشی هم ندارند.

9 - بعضی ها درک درستی از فضای شخصی و رعایت آن ندارند
برای برخی کارمندان هم انگار همه اتاق کم است؛ بدین معنا که هر چیزی را هر جایی دلشان بخواهد می گذارند و به حریم شخصی خود پایبند نیستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 دی 1391 :: نویسنده : Raziyeh


زمانی كه پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی می‌توانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابه‌جا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌كنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.

 

 
آهای آقایان، می‌دانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید؟ این راهنمایی است كه به شما می‌گوید همسران‌تان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه می‌توانید همسری ایده‌آل باشید.

1. به عواطف او احترام بگذارید

 

 
بگذارید گریه كند

 

 
زنان همیشه قدردان مردهایی هستند كه به عواطف و احساسات‌شان اهمیت می‌دهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه می‌كند به او دستمال تعارف كنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه می‌شود.

2. اهمیت آنچه می‌پوشید

با نظر او لباس بپوشید

مجله ایده آل:مدها می‌آیند و می‌روند اما توجه یك مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یك زن حائز اهمیت است. باید سعی كنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را می‌پسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواسته‌اش توجه كنید. لباس پوشیدن شما آنطور كه همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند كه بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان می‌گویند این یكی از اولویت‌های ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث می‌شود مردها قوی‌تر و جالب‌‌تر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید كه این رنگ به مهربان‌تر نشان دادن شما كمكی نمی‌كند.

3. از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمی‌افتد

یك مرد سنتی باشید

زمانی كه پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی می‌توانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابه‌جا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌كنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.

4. اشتباهات خود را پنهان نكنید

شجاع باشید، اعتراف كنید

می‌خواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند كه با ملاحظه و متفكر باشد، به خصوص وقتی می‌دانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه می‌تواند اعم از بدخلقی یا بی‌توجهی به آنها به دلیل خستگی از كار باشد. آنها مشتاقند ببینند كه شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباه‌تان اعتراف كنید.

5. نقش حلال مشكلات را بازی نكنید

گوش كنید، راه‌حل ارائه ندهید

وقتی چیزی همسرتان را آزار می‌دهد او گوش شنوای شما را می‌خواهد نه نصیحت. مردها فكر می‌كنند باید همه چیز را حل كنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یك زن گوش سپردن به حرف‌هایش مانند معجزه‌ای عمل می‌كند كه به عمیق‌تر شدن رابطه كمك می‌كند.

6. سر تكان دادن كافی نیست

با دقت گوش كنید

خانم‌ها واقعا دوست دارند بدانند كه به حرف‌هایشان توجه می‌كنید. كافـــی نیست سر تكان دهید و وقتی مكث می‌كنند منتظرند عكس‌العمل شما همراه با توجه كامل باشد. مثلا اگر از كارفرمای خود شكایت می‌كنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم كه روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی كنید در ارائه راه‌حل شتاب نكنید.

7. تقلید می‌تواند نشانه علاقه باشد

نشانه عشق

همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقه‌اش را به شما نشان می‌دهد. مثلا او ممكن است غذایی را كه باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقه‌تان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.

8. به یك بار گفتن اكتفا نكنید

چند بار بگویید، نه یك بار

بد نیست گاهی ویژگی‌های فردی مثبت او را گوشزد كنید. مثلا از زیبایی‌اش تعریف كنید و بدون اینكه به شما بگوید تغییرات ظاهری‌اش را تحسین كنید. تغییراتی از قبیل كاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند كوچك هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقه‌مند می‌كند.

9. از رابطه‌تان صحبت كنید

فرصتی برای صحبت

وقتی او می‌خواهد سر صحبت در مورد روابط‌تان را باز كند لزوما قرار نیست مشكلی را مطرح كند. روانشناسان معتقدند كه زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترك، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور كلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند كه این نشانه خوبی است. یك صحبت صادقانه دونفره می‌تواند یك زوج را به هم نزدیك‌تر می‌كند.

10. با او چشم در چشم صحبت كنید

چشم در مقابل چشم

شما به عنوان یك مرد ممكن است ترجیح بدهید در كنار همسرتان نشسته و با او صحبت كنید اما او اغلب ترجیح می‌دهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مكالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یك زوج خواهد شد.

11. لحظه را از دست ندهید

گاهی شما فرمان را در دست بگیرید

نگذارید او همیشه پیش‌قدم شده و سرحرف را باز كند. اگر به شما فرصت صحبت كردن می‌دهد سعی كنید از آن استفاده كرده و بحث را هدایت كنید هرچند موضوع ساده‌ای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.

12. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست

چرا شاعر نمی‌شوید

همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمی‌كند 2 ماه از ازدواج‌تان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یك شاخه گل، دعوت به یك شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر كلیشه‌ای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر می‌شود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقه‌هایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند كرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



یکی از بستگان خدا
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد..- آهای، آقا پسر!پسرک برگشت و به سمت خانم رفت... چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:- شما خدا هستید؟- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!
---------------------------------------------------------------------------
 
نخستین درس مهم - زن نظافتچى
من دانشجوى سال دوم بودم. یک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال این بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چیست؟»من آن زن نظافتچى را بارها دیده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود... امّا نام کوچکش را از کجا باید می‌دانستم؟من برگه امتحانى را تحویل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجویى از استاد سوال کرد آیا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟استاد گفت: حتماً و ادامه داد:شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسیارى ملاقات خواهید کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شایسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنید لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.من این درس را هیچگاه فراموش نکرده‌ام.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دومین درس مهم- کمک در زیر باران
یک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، یک زن مسن سیاه پوست آمریکایى در کنار یک بزرگراه و در زیر باران شدیدى که می‌بارید ایستاده بود. ماشینش خراب شده بود و نیازمند استفاده از وسیله نقلیه دیگرى بود. او که کاملاً خیس شده بود دستش را جلوى ماشینى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشین که یک جوان سفیدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته باید توجه داشت که این ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان در آمریکا بود. مرد جوان آن زن سیاه‌پوست را به داخل ماشینش برد تا از زیر باران نجات یابد و بعد مسیرش را عوض کرد و به ایستگاه قطار رفت و از آن جا یک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود. زن که ظاهراً خیلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسید. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست... با کمال تعجب دید که یک تلویزیون رنگى بزرگ برایش آورده‌اند. یادداشتى هم همراهش بود با این مضمون:«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کردید بسیار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هایم که روح و جانم را هم خیس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسیدید.... به دلیل محبت شما، من توانستم در آخرین لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از این که چشم از این جهان فرو بندد در کنارش باشم.. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به دیگران دعا می‌کنم.»     ارادتمند        خانم نات کینگ ‌کول
 
-------------------------------------------------------------------------------
سومین درس- همیشه کسانى که خدمت می‌کنند را به یاد داشته باشید

 در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست.. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
 
- پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
 
- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید:
- بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:
- ٣٥ سنت
- پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:
- براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.
 یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.

 -----------------------------------------------

چهارمین درس مهم- مانعى در مسیر

 در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد... سپس در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند...
 
سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد.. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم!
.هر مانعى، فرصتى





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

مدیر وبلاگ : Raziyeh
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic