تبلیغات
کوچه بدون بن بست - مرغابی یا عقاب؟
 
آرامش در قلبی است که در تصرف خداست
کوچه بدون بن بست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
شنبه 28 بهمن 1391 :: نویسنده : Raziyeh
وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب‌ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است. اگر راننده‌ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده‌اید.  ا
 
اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید. خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید .  ا
هاروی مك‌كی می گوید: روزی پس از خروج از هواپیما، در محوطه ای به انتظار تاكسی ایستاده بودم كه ناگهان راننده‌ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید .  ا
سپس كارت كوچكی را به من داد و گفت: لطفا به عبارتی كه رسالت مرا تعریف می كند توجه كنید .ا
بر روی كارت نوشته شده بود: در كوتاه ترین مدت، با كمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممكن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم .ا
من چنان شگفت زده شدم كه گفتم نكند هواپیما به جای نیویورك در كره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم. پس از آن‌كه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من كرد و گفت: پیش از حركت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یك فلاسك قهوه معمولی و فلاسك دیگری از قهوه مخصوص برای كسانی كه رژیم تغذیه دارند، هست .  ا
گفتم: خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم. ا
راننده پرسید: در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه. ا
سپس با دادن یك بطری نوشابه، حركت كرد و گفت: اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریكای امروز در اختیار شما است .ا
آن‌گاه، بار دیگر كارت كوچك دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: این فهرست ایستگاه های رادیویی است كه می توانید از آن‌ها استفاده كنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورك اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سكوت كنم. در هر صورت من در خدمت شما هستم . ا
از او پرسیدم: چند سال است كه به این شیوه كار می كنید؟
پاسخ داد:  دو سال .   ا
پرسیدم: چند سال است كه به این كار مشغولید؟
جواب داد: هفت سال.  ا
پرسیدم: پنج سال اول را چگونه كار می كردی؟
 
 
گفت: از همه چیز و همه كس، از اتوبوس‌ها و تاكسی های زیادی كه همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی كه نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم .
روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم كه وین دایر شروع به سخنرانی كرد. مضمون حرفش این بود كه مانند مرغابی‌ها كه مدام واك واك می كنند، غرغر نكنید، به خود آیید و چون عقاب‌ها اوج گیرید .
پس از شنیدن آن گفتار رادیویی، به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم كه تا آن زمان گویی چشمانم را بر آن‌ها بسته بودم. تاكسی‌های كثیفی كه رانندگانش مدام غرولند می كردند، هیچ‌گاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند. سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت كه تصمیم گرفتم تجدید نظری كلی در دیدگاه‌ها و باورهایم به وجود آورم .  ا
پرسیدم:  چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟
گفت: سال اول، درآمدم دوبرابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید. نكته ای كه مرا به تعجب واداشت این بود كه در یكی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاكسی در میان گذاشتم اما فقط دو نفر از آن‌ها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال كردند. بقیه چون مرغابی‌ها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد كردند كه چنین شیوه‌ای را نمی توانند برگزینند .  ا
شما، در زندگی خود از اختیار كامل برخوردارید و به همین دلیل نمی‌توانید گناه نابسامانی‌های خود را به گردن این و آن بیندازید. پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یكی پس از دیگری بگشایید .  ا
دنیا مانند پژواك اعمال و خواست‌های ماست .  ا
اگر به جهان بگویی: سهم منو بده ...  ا
دنیا مانند پژواكی كه از كوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: سهم منو بده... و تو در كشمكش با دنیا دچار جنگ اعصاب می‌شوی .  ا
اما اگر به دنیا بگویی: چه خدمتی برایتان انجام دهم، دنیا هم به تو خواهد گفت: چه خدمتی برایتان انجام دهم؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 مرداد 1396 07:59 ب.ظ
Hey there! I'm at work browsing your blog from my new apple iphone!
Just wanted to say I love reading through your blog and look forward to all
your posts! Keep up the superb work!
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:44 ق.ظ
Wow! After all I got a blog from where I can truly take useful facts regarding my study and knowledge.
سه شنبه 2 خرداد 1396 09:39 ق.ظ
Greetings from Carolina! I'm bored at work so I decided to check out your website on my iphone
during lunch break. I love the knowledge you present here and can't wait to take a look when I get
home. I'm amazed at how fast your blog loaded on my mobile ..
I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, very good site!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:52 ق.ظ
hello!,I like your writing so so much! percentage we keep in touch more about your post on AOL?
I require a specialist in this space to solve my problem. Maybe that is you!
Taking a look forward to look you.
شنبه 28 بهمن 1391 08:42 ب.ظ
به وب منم بیا مطالب جالبی بود به وب منم بیا موفق باشید : http://bit.ly/VX20dB
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

مدیر وبلاگ : Raziyeh
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :