آرامش در قلبی است که در تصرف خداست
کوچه بدون بن بست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
سه شنبه 11 مهر 1391 :: نویسنده : Raziyeh

چند روزیست هوای دلم بهاریست . گاهی ابری گاهی بارانی و گاهی یک کوچولو آفتابی. نمیدونم تقصیر ابره که نمیگذاره دلم آفتابی بشه یا تقصیر آفتاب که نمیگذاره بارون بباره . خلاصه بدجوری قاطی کردم. دلم رابه در و دیوار میزنم تا بفهمم چرا اینطوریه باز با وجود هزاران دلیل دلیل اصلی را پیدا نمیکنم. یک تغییر دلم میخواد ... نه شاید یک ناجی ... میدونم همین نزدیکیهاست ولی یک چیزی مانع از دیدنشه... باید خوب بگردم ...فکرم یکجا جمع نمیشه... هزارتا بغض توی گلو دارم ... برای کدومش ببارم ...پس فقط دست به بالا میبرم هم به علامت تسلیم و هم به علامت شکر برای همه چیز حتی غصه ها .ولی ... آسمان تو را به پاکی ات قسمت میدهم ببار و ببار ... گرمای سوزان در انتظار ماست پس ببار ... نفس کم می آورم ... پنجره را باز میکنم .... از پنجره به بیرون نگاه میکنم ... چقدر همه جا آرام است ... دلم میخواهد بدوم ... ولی...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 مهر 1396 05:39 ب.ظ
Very energetic post, I liked that a lot. Will there be a part 2?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:01 ق.ظ
It's amazing designed for me to have a web site,
which is valuable in favor of my know-how. thanks admin
چهارشنبه 31 خرداد 1396 06:44 ب.ظ
You could definitely see your expertise in the work you
write. The sector hopes for more passionate writers such as you who are not afraid to
say how they believe. All the time go after your heart.
سه شنبه 2 خرداد 1396 08:34 ب.ظ
I am actually grateful to the holder of this web page who has shared this impressive article at at
this time.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:29 ق.ظ
Great post. I was checking constantly this blog and I am
impressed! Very helpful info specially the last part :) I care for such information much.

I was looking for this particular information for a very long time.
Thank you and best of luck.
دوشنبه 6 آذر 1391 05:21 ب.ظ
وبلاگت الکی الکی جالبه
بخاطر بروز بودنش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

مدیر وبلاگ : Raziyeh
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :