آرامش در قلبی است که در تصرف خداست
کوچه بدون بن بست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
شنبه 24 آذر 1397 :: نویسنده : Raziyeh
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغضی ابدی زنجیر است
آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود ،اگر زود بیایی دیر است
رفتنت نقطه پایان خوشیهایم بود
دلم از هر چه و هر کس که بگویی سیر است 
سایه ای مانده ز من بی تو که در آینه هم 
طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است
خواب دیدم که برایم غزلی میخواندی
دوستم داری و این خوبترین تعبیر است
کاش می بودی و با چشم خودت میدیدی
که چگونه نفسم با غم تو درگیر است
تارهای نفسم را به زمان می بافم 
که تو شاید برسی حیف که بی تاثیر است....



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : Raziyeh

توی یه جمعی یه پیرمردی خواست سلامتی بده گفت :

می خورم به سلامتی 2 بوسه !!
بعد همه خندیدن و هم همه شد و پرسیدن حالا بگو کدوم 2 بوسه ؟!!

گفت :
اولیش اون بوسه ای كه مادر بر گونه بچه تازه متولد شده میزنه و بچه نمی فهمه !

دومیش اون بوسه ای که بچه بر گونه مادر فوت شدش میزنه و مادرش متوجه نمیشه ....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرحمن الرحیم
ملت مسلمان و قهرمان و مبارز ایران! در این لحظه حساس كه به لطف خداوند تعالی مبارزات قهرمانانه شما سدهای استبداد و استعمار را یكی پس از دیگری می شكند و انقلاب اسلامی شما شكوفه ها و میوه های خود را آشكار می سازد، لازم می دانم ضمن اظهار تشكر و قدردانی از یك یك شما برادران و خواهران چند نكته را یادآوری نمایم:

شما در جریان مبارزات گذشته رشد اسلامی و انقلابی خود را آشكار كرده اید و اكنون بیش از پیش لازم است كه این رشد را به جهانیان نشان دهید تا جهانیان بدانند مردم مسلمان ایران می توانند بدون قیمومت این و آن، راه سعادت خود را انتخاب نمایند.

لهذا از شما می خواهم كه اولا مانع آشوب و هرج و مرج بشوید و نگذارید آشوبگران مغرض به عملیاتی از قبیل غارت، آتش سوزی، مجازات متهمان و از بین بردن آثار علمی و فنی و صنعتی و هنری و اتلاف اموال عمومی و خصوصی دست بزند. دشمن برای خراب كردن چهره نهضت از طریق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در میان توده مسلمان دست به چنین كارها می زنند تا نهضت ما را ارتجاعی و وحشیانه قلمداد نمایند. من اكیدا اعلام می كنم كه هر كس دست به چنین عملیاتی بزند از جامعه انقلابی ملت مطرود و در پیشگاه خداوند متعال مسئول است.

ثانیا توجه داشته باشید كه انقلاب ما از نظر پیروزی بر دشمن هنوز به پایان نرسیده است. دشمن از انواع وسایل و دسائس بهره مند است و توطئه ها در كمین ماست. تنها هوشیاری و انضباط انقلابی و اطاعت از فرمانهای رهبری و دولت موقت اسلامی است كه همه توطئه ها را نقش بر آب می سازد.

ثالثا افرادی از دشمن كه به عنوان اسیر در اختیار شما قرار می گیرند هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهید. همچنان كه سنت اسلامی است به اسیران محبت و مهربانی كنید و البته دولت اسلامی به موقع آنها را محاكمه و عدالت را در مورد آنها اجرا خواهد كرد.

از همه شما برادران و خواهران عزیزم می خواهم كه با دولت موقت انقلابی اسلامی كه وارث یك سلسله خرابی های دولتهای فاسد گذشته است همكاری نمائید تا به حول و قوه الهی هر چه زودتر با همكاری یكدیگر ایران اسلامی آباد و آزاد را مورد غبطه جهانیان بسازیم.

والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته
روح الله الموسوی الخمینی
22/11/57

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 21 بهمن 1391 :: نویسنده : Raziyeh

 یک از علل های مرگ و میر در کشورها ی  پیشرفته بیماری های کاردیووسکولار می باشند به طوریکه میتوان گفت  اولین علت مرگ در کشورهای  غربی ودومین علت مرگ در سرتاسر جهان بیماری های کاردیووسکولار  است . در سال 2005تقریبا 5/17 میلیون نفر از بیماری های کاردیووسکولار  فوت کردند که حدود 30%از میان مرگها در دنیا بوده است .80% از این فوت ها در میان جوامعی با درامد متوسط یا پایین در کشورها بوده است . در کشورهای شرق خاورمیانه افزایش توانایی اقتصادی همراه با رشد رشد سریع جمعیت منجر به افزایش میزان مرگ و میر ناشی از بیماری های کاردیووسکولار  شده است  . طبق اخرین اطلاعات 2004 مهمترین علت مرگ در ایران ،بیماری های کاردیووسکولار  حدود 40%کل مرگها را  شا مل میشده است. به همین خاطر میتوان گفت این بیماری مال باری سنگینی را بر روی سیستم سلامت جوامع تحمیل میکند

اگرچه  اترواسکلروزیس عموما بعد از دهه 50 زندگی اتفاق می افتد ولی این پروسه از زمان کودکی شروع میشود و در بزرگسالی پیشرفت میکند .تقریبا 50%کودکان حداقل یک یا بیشتر از عوامل التهابی ریسک فاکتورهای بیماری های کاردیووسکولار را دارا هستند .مهمترین ریسک فاکتور ها در کودکان کاهش فعالیت فیزیکی ،چاقی ،بالا بودن نسبت LDLبه HDL و زمینه ارثی بیماری های قلبی است (11) تحقیقات نشان میدهند که  که مهمترین فاکتورهای التهابی  در اترواسکلروزیس و بیماری های کاردیووسکولار شامل فیبرینوژن ،اینترلوکین-6 وCRP هستند. (11 )  به طور کلی اکثر بیماری های غیر مسری دارای ریسک فاکتورهای مشترک از قبیل سیگار ،رژیم غذایی فقیر، مصرف بالای الکل ،فشار خون، زندگی کم تحرک هستند. در یک مطالعه افرادی که دارای فشار خون بالا بودند خون آنها و سلولهای تک هسته ای محیطی انها دارای کاهش قابل توجهی از انتی اکسیدانهای فیزیولوژیکال همراه با کاهش فعالیت آنزیمی و مقدارGSH شده بودند.  مکانیسم این دگرگونی ها هنوز مشخص نشده اند ولی افزایش فعالیت پرو انتی اکسیدانها مخصوصا" NADPH اکسیداز که میتواند با انژیوتانسین 2 از طریق  تحریک رسپتور انژیوتانسین AT1(AGTR1 ) فعال شود دلالت بر مقدار زیاد ROS(reactive oxygen specie) در چندین مدل سلولی در فشار خون بالا دارد .همچنین واکنش ناکارامد مهمترین سیستم انتی اکسیدانی سیتوپلاسما هم در مطالعه گزارش شده ، توضیح داده شده است.افزایش فعالیت پرو انزیم ها محصولات ROS را افزایش میدهد که این امر ظرفیت  انزیمهای انتی اکسیدانی را اشباع میکند ومنجر به استرس اکسیداتیو بالا میشود و در نتیجه اترواسکلزیس میشود.(16) از دیگر ریسک فاکتورهای بیماری های کاردیووسکولار شامل فشار خونHT،کلسترول  بالای فامیلی FH و اختلالات چربی خون فامیلی FHC  هستند که  باعث تسریع اترواسکلروز و همچنین افزایش استرس اکسیداتیوOS میشوند. ولی اثرات منحصر به فرد انها تحت عنوان استرس اکسیداتو به خوبی شناخته نشده اند.(3) ریسک فاکتورهای مشترک بیماری کاردیوسکولار در زنان و مردان شامل سن ،اختلال چربی خون، فشار خون سیگار ،دیابت ،چاقی و عدم فعالیت هستند .علاوه بر ان زنان دارای ریسک فاکتورهای دیگری مانند مصرف قرصهای ضدبارداری وکاهش عملکرد تخمدانها بعد از یائسگی هستند. یائسگی،چاقی و زندگی بدون تحرک ریسک فاکتورهای مستقلی برای بیماری های کاردیووسکولار هستند.(12) منوپوز یک ریسک فاکتور برای CVDاست زیرا  کاهش استروژن  یک اثر مضر بر روی عملکرد کاردیووسکولار و متابولیسم دارد  ( 12). ریسک فاکتور مهم  دیگرسندرم متابولیک است این سندرم  دسته ای از اختلالات متابولیکی است که شامل مقاومت انسولین،چاقی شکمی،اختلالات چربی خون،فشار خون بالا و قند خون بالا است (15) نه تنهاهرکدام از این اجزای سندرم متابولیک به طور جداگانه باعث افزایش خطر ابتلا به بیماری  های کادیووسکولارمیشود بلکه خود این سندرم هم به صورت واضح و فزاینده ای باعث افزایش خطر ابتلا به به بیماری  های کادیووسکولارمیشود.(15)  دریکی از تحقیقاتی که بر روی بیماری های کاردیووسکولار در سال 2009بر روی جمعیت شهری کلمبیا انجام شد ریسک فاکتورها ی ابتلا به این بیماری ارزیابی شدند.یافته های ناشی از این تحقیق نشان میدهند که  مهمترین عوامل عوامل خطر بیماری های کاردیووسکولار،  شامل عدم فعالیت 6/56%چاقی شکمی7/52%اختلال چربی خون3/35%سیگار19%سندرم متابولیک6/19%چاقی مربوط به BMI 4/17% است ریسک فاکتورهایی که بالاترین PARP  (the population attributable risk percentage)بودند شامل فشار خون (1/17%)توتال کلسترول 4/16%و عدم فعالیت (7/15%) بودند(4)

تغییر روش زندگی یک استراتژی اساسی برای پیشگیری ابتلا به بیماری  های کادیووسکولاراست ..یکی از اجزای تغییر روش زندگی صحیح غذا خوردن ،و این که چه مواد غذایی میتواند ما را از خطر ابتلا به این بیماری دور کند می باشد. مواد غذایی شامل انواع مختلفی هستند که یکی از انها اجیل ها می باشند اجیل ها هم دارای انواع گوناگونی هستند. به گردوها،پسته ها،بادام زمینی ها،cashew و یا مخلوطی از گردو،بادام زمینی و فندق ها اجیل گفته میشود . مصرف اجیل ها درمجموع بین 30تا108 گرم در روز متفاوت است. در برخی تحقیقات اجیل هادر غذاها به کار برده میشوند و در برخی دیگر به صورت خام،سرخ شده یا پخته شده و یا در فرم روغن یا آرد به کار برده شده اند در مقایسه با رژیم غذایی کنترل  اینکه از کدام گروه از اجیل ها بهتر اجتناب شوند کره اجیل ها  یا روغن هر نوع از انها می باشد. علاوه بر اسیدهای چرب غیر اشباع یک گانه و چندگانه که در  اجیل ها و کره بادام زمینی  هستند ترکیبات دیگری مانند ماکرونیوترینت ها که شامل  پروتئین های گیاهی و فیبرها و میکرونیوترینتهایی از قبیل پتاسیم،کلیسیم،منیزیم ،مس و توکوفرول و فیتوکمیکال هایی مانند فیتوسترول ،ترکیبات فنولیک،resveratrol ،ارژینین و انتی اکسیدانها ومقدار کمی سدیم وجود دارند که اثرات مفیدی بر روی بیماری های قلبی و عروقی دارند.(18)  (24)(1 )و( 16) همچنین اجیل ها دارای مقدار کمی اسیدهای چرب اشباع هستند (6 ) اثرات MUFAها مفیدتر ازPUFA ها برای محافظت بدن در برابر بیماری های قلبی و عروقی است .زیرا MUFA ها در مقابل اکسیده شدن مقاومت میکنند. غذاهای دریایی حاوی  اسیدهای چرب امگا 3  دارای برخی اثرات اترواسکروزیس که شامل خاصیت ضد اریتمیک در دزهای بالا و کاهش تری گلیسیرید هستند .این اثرات در برخی از منابع گیاهی نیز یافت میشوند.همانطور که ذکر شد بیشتر اجیل هل شامل منابع قابل توجهی ازMUFA و همچنین اجیل هایی مانند گردو منبع خوب امگا 6 و 3 هستند(29)جایگزینی گردو به جای MUFA در رژیم غذایی مدیترانه ای باعث بهبود اتساع عروق(وازودیلاتوری) اندوتلیوم ها  در افراد هایپرکلسترومی میشود این یافته شاید اثر محافظتی دریافت اجیل ها را بر روی عروق فراتر از کاهش کلسترول توضیح دهد (37)با توجه به ترکیبات موجود در اجیل ها این مواد غذایی میتواند بدن را در برابر برخی ریسک فاکتورهای کاردویووسکولار محافظت کنند که در ادامه به صورت فهرست وار مطالعاتی که بر روی هر یک از این ریسک فاکتور ها و ارتباط انها را با ریسک فاکتورهای  بیماری های کاردیو وسکولار توضیح می دهیم

آجیل ها و چربی خون

در مرور سیستماتیک که توسط Mukuddem-Petersen et al. انجام شد،  نویسنده به این نتیجه رسید که  مصرف 50-100  گرم  از اجیل ها 5 بار در هفته   بطوریکه قسمتی از یک رژیم غذایی سالم برای قلب همراه با 35%چربی از کل انرژی باشد (غنی از اسیدهای چرب تک اشباع و چند اشباع). امکان دارد بتواند به طور مشخص کلسترول تام  خون  و LDL را در افراد نرمال وا فراد با چربی خون بالا راکاهش دهد(15).مصرف پسته به مدت 3 هفته کلسترول توتال و اندازه HDLرا بهبود می بخشد وهمچنین AOP خون را افزایش وMDA را کاهش می دهد بدون اینکه باعث افزایش وزن شود(16). چندین مطالعه نشان می دهند که کاهش کلسترول توسط اجیل هامیتواند به علت دریافت فیبرهای محلول در اب باشند.  در یک مطالعه متا انالیز یک رابطه معکوس بین دریافت فیبرها و بیماری های قلبی نشان داد. این مکانیسم که کدام فیبر کلسترول خون را بیشتر کاهش میدهد مشخص نیست . ولی در این مطالعه پیشنهاد می کندکه بعضی فیبرهای محلول در اب با اسیدهای صفراوی  و یا باکلسترول در روده کوچک باند میشوند ودر نتیجه  باعث کاهش  محتوی کلسترول سلولهای کبدی و باعث تنظیم رسپتورهایLDL و در نتیجه افزایش پاکسازی کلسترول میشود.دیگر مکانیسم پیشنهادی این است که  محصولات تخمیری  مانند استات، بوتیرات و پروپیانات باعث محدودیت ساخت اسیدهای چرب کبدی میشود (16)تحقیقات اخیر نشان میدهد با کاهش SFA ،LDL نیز کاهش می یابد مطالعات قبلی نشان میدهند کهLDL افراد با BMI بالاتر  بیشتر  نسبت به کاهش چربی رژیم غذایی کاهش می یابد .ساخت بالای کلسترول و همچنین کاهش جذب روده ای کلسترول در مقاومت انسولین  میتواند باعث افزایش کلسترول از طریق کبد و اثر روی رسپتورهای LDL و مقاوم ساختن انها به افزایش منظم تغییرات چربی رژیم غذایی می شود .زمانی که کلسترول کاهش  می یابد افزایش پاسخ به کلسترول رژیم غذایی و اثر کاهنده استرول های گیاهی کاهش می یابند.؟؟؟؟؟اجیل ها سرشار از استرول هستند که که میتوانند باعث  کاهش اثرات کلسترول شوند .ولی این امر زمانی که جذب کلسترول پایین است کمتر اثر بخش است در یک مطالعه اثر دریافت اجیل های برزیلی Bertholletia excelsa را بر روی چربی خون  بررسی کردند و دریافت اجیل برزیلی باعث کاهش توتال کلسترول،LDL وLDL اکسیداز شده است(2)اجیل برزیلی که از ناحیه امازون گرفته شده است دارای ترکیبات پیچیده ای میباشد که شامل ترکیبات بیو اکتیو مانند سلنیم،الفا و گاما توکوفرول ترکیبات فنولیک،فولات منیزیم،پتاسیم ،کلسیم پروتئین،چربی های تک و چند اشباع هستند(2)

اجیل ها و دیابت

ارتباط معکوسی بین منیزیم رژیم  غذایی و خطر ابتلا به دیابت  درمطالعات مشاهده ای یافت شده است .یکی از منابع منیزیم اجیل ها می باشند (15).مصرف متناوب اجیل ها باعث کاهش میزان وقوع دیابت در یک مطالعه بزرگ اینده نگر در زنان شده است(15) .

آجیل ها و فشار خون

فشار خون تقریبا 25%جمعیت بالغ جهان را درگیر کرده است. پیش بینی میشود تا سال 2025 تا 29% هم افزایش یابد. هم ژنتیک و هم عوامل محیطی مانند رژیم غذایی،فعالیت فیزیکی،سن و..مرتبط با افزایش فشار خون هستند. در میان عوامل محیطی رژیم غذایی نقش مهمی را در جلوگیری  و کنترل فشار خون دارد (1).مهم است که روشن شود کدام جزء از رژیم غذایی میتواند اثرات مفیدی را بر روی فشار خون را از طریق نوسان (modulation)عملکرد اندوتلیال  یا دیگر مکانیسم ها اعمال کند .اجیل ها  قسمتی ازرژیم غذایی مدیترانه ای را شامل میشوند  وثابت شده است که رژیم غذایی مدیترانه ای اثر محافظتی در مقابل تغییرات فشار خون دارد .رژیم غذایی مدیترانه ای غنی از اجیل های مخلوط، قادر به کاهش بیشتر میزان فشار خون از رژیم غذایی کم چرب در طول 3 ماه پیگیری دارد (35) .

تعداد کمی از مطالعات کلینیکال ترایال اثر مصرف اجیل ها را بر روی فشار خون ارزیابی کرده اند.در اکثر این مطالعات اجیل ها  دارای اثرا ت مفید یا بدون اثر بودند .ولی باید توجه داشت که کنترل دوره ایambulatory فشار خون که بهترین راه استاندارد برای ارزیابی فشار خون است .در هیچ کدام از مطالعات استفاده نشده بود.در یک تحقیق که بر روی بیماران با سندرم متابولیک انجام داده بودند . دو گروه موازی تصادفی 50 نفری از بیماران رژیم غذایی سالم همراه یا بدون مکملها وبا 30 گرم اجیل خام(15گرم گدو5/7 گرم مغز بادام و 5/7 گرم مغز فندق ) را مقایسه کردندبعد 12  هفته متوجه شدند که در هردو گروه رژیم غذایی سالم همراه اجیل ها و بدون اجیل ها فشار خون به طور یکسان کاهش پیدا کرده است .در مطالعات اپیدمیولوژی که اثر اجیل ها را بروی بیماران با سندرم متابولیک بررسی کرده بودند تفاوت مشخصی در فشار خون دیده نشد زمانی که هیچ اثر مشخصی روی فشار خون در مطالعه کوچک و کوتاه زمان گزارش نشده بود ، ازمایشات هرمی بزرگتر کاهش مشخصی را هم در فشار خون سیستولیک و هم در فشار خون دیاستولیک بعد از مصرف مکمل اجیل ها در رژیم غذایی مدیترانه ای نشان دادند (15) همانطور که ذکر شد در اکثر کلینیکال تریال ها مصرف اجیل ها را ارتباطی با تغییرات فشار خون  نشان نمی دهند به هر حال کاهش فشار خون سیستولیک و دیاستولیک بعد از مصرف رژیم غذایی سرشار از اجیل ها در 4 مطالعه بررسی شد وتنها یک مطالعه افزایش در فشار خون سیستولیک و دیاستولیک را گزارش داد 15))ارزیابی 24 هفته ای رژیم غذایی کم کالری غنی از بادام زمینی 84 گرم در روز (39%انرژی از چربی) کاهش 11%در فشار خون سیستولیک در مقایسه با رژیم غذایی کم کالری غنی از کربوهیدراتهای کمپلکس نشان داد در یک زیر گروه مطالعات هرمی ( Prevencio´n con Dieta Mediterra´nea) 327 نمونه مورد مطالعه قرار گرفت که کاهش فشار خون سیستولیک و دیاستولیک  به صورت راندومی در شرکت کننده ها  در  دو گروه رژیم غذایی مدیترانه ای(اجیل ها و روغن زیتون) در مقایسه با رژیم غذایی کم چربی مشاهده شد چون رژیم غذایی مدیترانه غنی از اجیل ها در مقایسه با رژیم غذایی غنی از روغن زیتون یا رزیم غذایی کم چرب شده تخمین سهم هر کدام اجیل ها یا روغن زیتون  در کاهش فشار خون مشکل است(1) ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از عللی که میتواند توجیه کننده کاهش فشار خون با مصرف اجیل ها شود میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

1-.مقدار بالای امگا 3 برای کاهش فشار خون مورد نیاز است دریافت امگا 3 ها باعث کاهش فشار خون میشود. دریافت 3-4 گرم امگا3 در روز فشار خون سیستولیک و دیاستولیک را 2میلی متر جیوه در افراد بافشار خون نرمال  وفشار خون(سیستولیک)4میلی متر جیوه  فشارخون دیاستولیک را5/2 میلی متر جیوه درافراد با فشار خون بالاکاهش میدهد .(41)(42)

2- اجیل ها باعث کاهش کاهش وزن میشوند. هم حتی اگر به وزن ایده ال نرسند نیز باعث کاهش فشار خون میشود(43).

3-دریافت بالای پتاسیم باعث کاهش فشار خون در افراد با فشار خون بالا و فشار خون نرمال میشود (44). (بنابراین در افرادیکه مشکل کلیوی ندارند برای کاهش فشار خون مواد غذایی غنی از پتاسیم توصیه میشود)(1).

4-بین دریافت کلسیم غذایی و فشار خون نیز رابطه معکوسی وجو د دارد .



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بمب تزار، سلاحی که حتی سازندگانش از آزمایش آن، بشدت وحشت داشتند

 
سلاحی که سازندگانش در زمان آزمایش، قدرت آن را به نصف کاهش دادند
 
تزار یعنی قدرت، تزار یعنی تخریب، تزار یعنی مرگ
و تزار یعنی بزرگترین بمب هسته ای که تاکنون آزمایش شده است

بمب با قدرت 50 مگاتن (پنجاه میلیون تن تی.ان .تی ده برابر کل مهمات استفاده شده
در جنگ جهانی دوم) از بزگترین بمب هم نوع خودش سی برابر قدرتمند تر است
این بمب توسط نیروهای شوروی و در قطب شمال و در سال 1962
برای اثبات برتری قدرت شرق به غرب، بدستور مستقیم خروشچف آزمایش شد

امواج حاصل از انفجار آن سه بار دور زمین را طی کرد!
و در فنلاند شیشه خانه ها را شکست
موجودات زنده تا شعاع 100 کیلومتری محل انفجار تبدیل به بخار شدند و نابود گردیدند
وزن بمب برابر با 20 تن،
طول گودال ایجاد شده حدود سه کیلومتر،
قدرت تخریب موثر 500 کیلومتر (تخریب 100 درصد!)
و ارتفاع قارچ ایجاد شده از انفجار 68 کیلومتر
این بمب بوسیله یک فروند بمب افکن توپولوف 95 پرتاب شده
برای اینکه بمب افکن بتواند از محل دور شود چتر 800 کیلوگرمی به این
بمب وصل شد و در فاصله 3500 متری از زمین منفجر شد
تا قبل از فروپاشی شوروی کسی قدرت واقعی بمب را نمی دانست
پس از فروپاشی دولت روسیه قدرت آن را معادل 50 مگاتن تی ان تی اعلام کرد
 
توضیح آنکه بمب تزارتوسط شوروی ساخته شده و در تاریخ 30 اکتبر 1961 بر فراز
جزیره میتوشیکا بای واقع در شمال روسیه و قطب شمال منفجر شد
این بمب توسط یک فروند توپولف95 حمل و یک فروند توپولف16
از عملیات پرتاب بمب فیلمبرداری میکرد
 
روسها این بمب را در سال 1961 برای اثبات قدرت و فناوری برتر خود
به حریف آمریکایی ساختند
و پروژه ساخت آن از جولای همان سال با درخواست شخص نیکوتا خروشچف آغاز شد
ابتدا قرار بود بمب 100 مگاتن قدرت انفجاری داشته باشد که به علت هزینه زیاد
و ترس از انتشار  پرتوهای رادیواکتیو آنرا به نصف یعنی 50 مگاتن تقلیل دادند

در روز آزمایش بمب را سوار بر یک فروند بمب افکن استراتژیک توپولف95
به فرماندهی سرگرد آندری دورنوتسف کردند و هواپیما از پایگاه هوایی کولا پنینسولا
به پرواز درآمد
متعاقبا یک فروند توپولف16 نیز برای مشایعت در عملیات پرواز کرد

در ساعت 11:32 دقیقه صبح هواپیما بمب را پرتاب کرد.
بمبی که 27 تن وزن ، 8 متر طول و 2 متر قطر داشت
یک چتر 800 کیلوگرمی هم به بمب وصل شده بود تا باعث کند شدن سرعت سقوط بمب
به هدف شود، که به هواپیما فرصت کافی برای فرار از منطقه را میداد
اما قدرت انفجار بقدری زیاد بود که خدمه پرواز الزاما ازعینک مخصوص
برای جلوگیری از کور شدن استفاده کردند

بمب از ارتفاع 10500 متر رها و در ارتفاع 3500 متری منفجر شد
بعد از انفجار قارچی اتمی تشکیل شد که 64 کیلومتر ارتفاع و 40 کیلومترعرض داشت
و تا 1000 کیلومتری با چشم غیر مسلح قابل مشاهده بود
بعد از این آزمایش میتوان گفت مقامات غربی را ترس فرا گرفت
و این اقدام شوروی با واکنشهای مختلف از سوی دول غربی روبرو شد
کارشناسان آمریکایی قدرت انفجار را 57 مگاتن تخمین زده بودند
که بعدها در سال 1991 توسط روسیه اعلام شد که قدرت بمب 50 مگاتن بوده است
تزار دیگری هرگز ساخته نشد!
چرا که تنها یک استفاده میتوانست داشته باشد و آن تحقق قیامت موعود
بر روی زمین و نابودی حیات بر روی کره خاکی داشته باشد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 بهمن 1391 :: نویسنده : Raziyeh

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی...
هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟
قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند.
قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده...
تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.
قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.
من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.
قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.


قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم...


چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده...
 
آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 بهمن 1391 :: نویسنده : Raziyeh

طی بیست سال گذشته تحقیقات زیادی بر روی سنجش تاثیرات تنهایی انجام شده که ثابت می‌کنند یک دغدغه سلامتی مهم در اجتماع است. بعنوان مثال، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد خطر ایجاد و مرگ و میر از بیماری قلبی می‌تواند به قدرت شبکه اجتماعی فرد از دوستان و خانواده بستگی داشته باشد و فوت همسر احتمال فوت افراد را بالا می‌برد. و‌ عملکرد شناخت برای افراد مبتلا به آلزایمر که شبکه اجتماعی بزرگ‌تری دارند، حتی در شدیدترین مراحل بیماری، وضعیت بهتری دارد.

در این مقاله بعد از ذکر چند نمونه از موارد تنهایی، به بررسی چند موضوع و مسئله مثل مشکلات تعریف طبیعت چندبعدی تنهایی، برخی شواهدی که آن را به یک دغدغه سلامت اجتماعی تبدیل می‌کند، تفاوت آن با عزلت و پیشنهاداتی درمورد غلبه و کنار آمدن با آن اشاره می‌کند.

نمونه‌های تنهایی

اکثر ما در نقطه‌ای از زندگی تنهایی را تجربه کرده‌ایم. برای بعضی موقتی بوده و احتمالاً بر اثر اتفاقات یا تغییراتی ایجاد شده است و برای بعضی دیگر به نظر می‌رسد یک واقعیت دائمی زندگی است.

لیلا ۸۴ ساله، از وقتی همسرش درست دو هفته بعد از شصتمین سالگرد ازدواجشان فوت شد، تقریباَ خانه‌نشین شد. اگر از او بپرسند می‌گوید، «من خوبم. هرازگاهی یکی از همسایه‌ها به من سر می‌زند و به من برای خرید و کارهای خانه کمک می‌کند.» او خودش خانه را تمیز می‌کند و غذاها را در مایکروفر آماده می‌کند. اما وقتی شب‌ها در تخت خود دراز می‌کشد یا شانه همسرش را روی میز توالت اتاق می‌بیند احساس پوچی می‌کند.

علی ۱۹ ساله و سال اول دانشگاه است، «همه می‌گویند سالهای دانشگاه بهترین دوران زندگیشان بوده است، دوستان زیادی پیدا کرده‌ و به مهمانی و تفریح می‌رفته‌اند اما برای من اینطور نیست. من خیلی خجالتی هستم و قاطی شدن با دیگران برایم خیلی سخت است. احساس تنهایی می‌کنم. »

این دو نمونه نشان می‌دهد که چطور تنهایی می‌تواند از نداشتن ارتباط با دیگران یا برقراری ارتباطات جدید ایجاد شود.

امیلی وایت نویسنده کتاب «تنهایی: چطور در تنهایی زندگی کنیم» نیز نمونه‌هایی را در کتاب خود عنوان می‌کند.

«روز شکرگزاری می‌تواند اوقات تنهایی باشد. این فکر که همه کنار هم جمع می‌شوند می‌تواند باعث شود احساس کنید تنها و در حاشیه هستید.»

اما وایت از جامعه و نقش رسانه‌ها در به حاشیه بردن تنهایی نیز انتقاد می‌کند:

«به نظر می‌رسد که روز عشاق فقط یک روز برای جشن گرفتن عشق نیست، بلکه به روزی از ترس از خطرات تنهایی تبدیل شده است.»

احتمالاً یکی از مهمترین نمونه‌های ادبی تنهایی را می‌توان در رمان قرن بیستم با نام «موش‌ها و آدم‌ها» نوشته نویسنده امریکایی برنده نوبل ادبی جان اشتاین‌بک مشاهده کرد که داستان کارگرهایی را مطرح می‌کند که دچار افسردگی حاد در کالیفرنیا هستند که برای یافتن جای خود در جهان می‌جنگند و در این راه با کسانی آشنا می‌شوند که درگیری‌هایی مثل خودشان دارند.

بیشتر داستان جایی برملا می‌شود که جورج و لنی با افرادی مثل کروکز، کارگری سیاه‌پوست که در تنهایی اجباری زندگی کرده و کندی پیرمردی که تنها دوست او سگ پیرش است و یک زن جوان رقت‌انگیز که به او زن کرلی می‌گویند، آشنا می‌شوند.

تنها چیزی که باعث می‌شود این افراد به زندگی خود ادامه دهند رویای آنها از فرار به سمت زندگی بهتر بوده است. جورج که مرد باهوش و بدبینی است در همه قسمت‌های داستان تنها نیست اما وقتی لنی، بهترین دوست خود که مرد قوی‌ جثه و معلول ذهنی است را از دست می‌دهد، تنها می‌شود. لنی آنقدر معصوم است که به نظر نمی‌رسد از تنهایی بترسد، بااینحال او نیز در رویای جورج از خرید یک تکه زمین که بتوانند در آن حیواناتی برای خود نگه دارند و رئیس خود باشند شریک می‌شود و زمانیکه کروکز به او می‌گوید که ممکن است جورج او را ترک کند، سریعاً عصبانی می‌شود.
کروکز مرد سیاهپوت گوژپشتی است که بخاطر رنگ پوست خود مجبور به زندگی در تنهایی شده است. بخاطرشوخ‌طبعی‌اش در نظر تلخ و مغرور می‌آید. دوست دارد با لنی دوست شود و به او پیشنهاد می‌دهد که بیاید و با او و جورج زندگی کند و وقتی تکه زمینشان را گرفتند آن را بیل بزند اما درمورد آدم‌هایی که با رویاهایی پوچ از خریدن یک تکه زمین برای خودشان می‌آیند و می‌روند، به او طعنه می‌زند.

زن کرلی تنها و بی‌حوصله است و در رویای تبدیل شدن به یک ستاره سینما به سر می‌برد: بااینکه ازدواج کرده است اما شوهرش او را دوست ندارد و او نیز شوهرش را دوست ندارد و او که تنها زن ساکن آن محل است، سعی دارد با مردان کارگر دوستی کند. کندی کارگری پیر است که سگ پیری دارد. او نگران این است که در سال‌های پیری تنها شود، به همین دلیل جورج و لنی را وادار می‌کند او را هم در برنامه خریدن زمین برای خودشان وارد کنند و امکان‌پذیر به نظر می‌رسد چون کمی پس‌انداز دارد.

طی یک اپیزود کوتاه از زندگی این شخصیت‌ها، اشتاین‌بک با مهارت جنبه‌های مختلف تنهایی را نشان می‌دهد.

تعریف تنهایی

هرچه بیشتر درمورد تنهایی تحقیق کنیم، توصیف آن آسان‌تر از تعریف آن به نظر خواهد رسید.

در سال ۱۹۹۹، کنت کرامر و جوان باری از دانشگاه ساسکاچون کانادا تحقیقی بر روی هفت مورد از متداول‌ترین مقیاس‌های تنهای انجام دادند که شامل ۲۱ گروه سوال بود و دریافتند که آنها با چهار فاکتور در ارتباط هستند: انزوای اجتماعی، انزوای احساسی، تاثیر منفی یا عواطف و انزوای خانوادگی.

ریچارد بوت استاد روانشناسی و متخصص روان‌درمانی در ایالات متحده، مقاله‌ای می‌نویسد که در آن ادبیات علمی تنهایی و اینکه آیا باید در دایره‌المعارف تشخیصات روانشناسی و اختلالات ذهنی قید شود یا خیر را بررسی می‌کند.

او متخصصینی که در کلینیک کار می‌کنند را تشویق می‌کند که به خاطر داشته باشند که تنهایی بسیار پیچیده و چندبعدی است و اینکه افراد تنها از سطوح و انواع مشابه و مختلف دور هستند و در برخورد با افراد تنها باید انواع مختلف تنهایی در نظر گرفته شود.

بااینکه بوت می‌گوید به اندازه تعداد کسانیکه درمورد تنهایی تحقیق کرده‌اند، تئوری در این زمینه وجود دارد، اکثر آنها بر این باورند که تنهایی ابعاد مختلفی دارد که شامل: کمبود مهارت‌های اجتماعی؛ مشکلات موقعیتی، برای مثال انزوای جغرافیایی یا اجتماعی؛ داشتن انتظارات غیرواقعی درمورد خود و دیگران؛ سابقه وابستگی ناکارآمد، مثل مشکل در ایجاد اعتماد و محبت در ابتدای تشکیل خانواده؛ برخی سبک‌های فکری درمورد جهان و حل مشکلات؛ و اعتقادات خاص درمورد علل اتفاقات و سایر رفتارهای مردم.

یکی دیگر از جنبه‌های تنهایی که محققان بر آن اتفاق‌نظر دارند این است که احساسی بسیار عمیق می‌باشد؛ همانطور که در تعریف ارائه شده توسط خیریه سلامت روانی انگلستان آمده است:

«احساس تنهایی یعنی غرق شدن در یک احساس غیرقابل‌تحمل از جدایی در سطحی بسیار عمیق.»

بوت تایید می‌کند. او می‌نویسد:

«اما تجربه شخصی از تنهایی در قلب موضوع است و گاهی‌اوقات آنقدر شدید است که افراد تنها به هیچ چیز دیگری نمی‌توانند فکر کنند.»

او اضافه می‌کند، «افراد وقتی واقعاً تنها باشند شدیداً احساس ناراحتی و پوچی می‌کنند.»

یک تئوری جدید و بحث‌برانگیز از روانشناسی تکاملی ناشی می‌شود. می‌گوید مرتبط بودن با دیگران آنقدر برای بقا لازم است که به این منظور مغز انسان طوری طراحی شده که به دنبال ارتباطات منظم اجتماعی باشد.

جان تی. کاچیوپو، روانشناس تحقیقی در دانشگاه شیکاگو و پیشگام در زمینه علم اعصاب اجتماعی و ویلیام پاتریک، سردبیر مجله علوم زندگی در کتاب خود به نام، «تنهایی: طبیعت انسان و نیاز به ارتباط اجتماعی» عنوان می‌کنند که انسان‌ها وابسته‌تر از آنی هستند که فرهنگ‌ها ما را وادار به باور می‌کنند. آنها یک ضرب‌المثل افریقایی را مثال می‌زنند:

«اگر می‌خواهید سریع بروید، تنها بروید، اگر می‌خواهید دورتر بروید، با هم بروید.»

آنها بیان می‌کنند که انزوای اجتماعی بر خلاف ذات انسان است و می‌تواند به اندازه سیگار کشیدن یا سبک‌زندگی غیرفعال به سلامتی آسیب برساند و عنوان می‌کنند که مغز انسان برای پردازش اطلاعات اجتماعی طراحی شده‌اند و از طریق همکاری بقای آن به حداکثر می‌رسد.

شهرها نماد مشخصی از این جنبه انسانیت هستند؛ آنها به این دلیل عمل می‌کنند که افراد به همدیگر اعتماد می‌کنند که از قوانینی پیروی کنند که از گروه مخافظت می‌کند.

کاچیوپو و پاتریک همچنین اظهار دارند که تنهایی چرخه شومی ایجاد می‌کند که درک و فکر افراد تحریف شده و باعث می‌شود تلاش سایرین برای نزدیک شدن به آنها را سوءتعبیر کرده، کمتر اعتماد کنند و برای غلبه بر این الگوهای رفتاری تلاش کمتری داشته و منزوی‌تر و منفی‌باف‌تر شوند و مرگشان زودتر برسد.

اما همچنین می‌گویند که نیاز به ارتباط اجتماعی آنقدر قوی است که افراد منزوی را مجبور به برقراری روابط یکطرفه با تلویزیون و حیوانات می‌کند.

تنهایی و سلامتی

گزارشات نشان می‌دهد که تنهایی درمیان قشر سالخورده انگلستان بسیار اپیدمی شده است تاجاییکه بیش از یک نفر از هر ده نفر افراد بالای ۶۵ سال بیان می‌کنند که «همیشه» اوقات یا «اکثر» اوقات تنها هستند.

مروین کوهلر، می‌گوید این نیست که تنهایی در سن بالا غیرقابل‌اجتناب است، اینطور است که تنهایی در اثر فقدان، بیماری و فقر ایجاد می‌شود.

او می‌گوید که نقطه شروع میزان بالای افرادی است که معمولاً بخاطر از دست دادن خانواده خود، تنها زندگی می‌کنند که می‌تواند موجب انزوا و مارپیچ روبه‌پایین از نادیده گرفتن خود و داشتن فرصت‌های کمتر برای ایجاد روابط و دوستی‌های جدید منتهی می‌شود.

او می‌گوید که در گذشته افراد سالخورده به فروشگاه‌ها، اداره پست و بار و رستوران می‌رفتند و به همین دلیل بود که خوب لباس می‌پوشیدند و تلاش می‌کردند اما ازآنجا که این خدمات اجتماعی کم‌کم برچیده‌ شدند و فرصت برای اربتاطات جدید را هم با خود از میان برداشتند، این اعتماد‌به‌نفس آنها را از بین برده و موجب افسردگی و مشکلات سلامتی شده است.

جیمز جی. لینچ متخصص تنهایی در امریکا تایید می‌کند که قطع ارتباط اجتماعی به سلامت ما آسیب می‌رساند. او تقریباً چهل سال را به بررسی ارتباط تنهایی با بالا رفتن احتمال ابتلا به بیماری قلبی کرونر صرف کرده است.

او در کتاب خود، «گریه ناشنیده: بینشی جدید به عواقب پزشکی تنهایی»، تنهایی را بعنوان یک اپیدمی خاموش توصیف می‌کند که بر سلامت عموم جامعه در امریکا صدمه زده و موجب افسردگی و مرگ زودرس می‌شود. او می نویسد:

«میزان مرگ‌ومیر در ایالات متحده برای همه علل مرگ و نه فقط بیماری قلبی در افراد مطلقه، مجرد و بیوه هر دو جنسیت و همه نژادها بیشتر است.»

تئوری لینچ این است که گفتگو برای سلامت ضروری است و بچه‌هایی که در مدرسه موفق نیستند دچار انزوای اجتماعی هستند و مهارت‌های ارتباطی لازم که به آنها برای جبران این کمک می‌کند را ندارند. بعدها در بزرگسالی این موجب بیماری‌های جدی و مرگ زودرس می‌شود.

او همچنین می‌گوید که تکنولوژی‌هایی مثل اینترنت برقراری ارتباط را ساده‌تر کرده است اما می‌بینیم که با این تکنولوژی آدم‌ها تنهاتر شده‌اند و این موجب مشکلات پزشکی بیشتر می‌شود.

تحقیقات جدیدتر نشان می‌دهد که راهی که از طریق آن تنهایی موجب بیمار شدنمان می‌شود از ژنتیک ماست.

استیون کول از دانشگاه کالیفرنیا دریافته است که تنهایی مزمن با طریقه رفتار ژن‌ها در ارتباط است. در ماه مه ۲۰۰۸، تحقیقی انجام دادند که در آن کول و همکارانش به مردم نشان دادند که چه کسی باتوجه به مقیاس تنهایی UCLA فعالیت ژنی بیشتری داشته است که با التهاب در ارتباط است و فعالیت ژنی کمتر که با تولید پادتن و فعالیت ضدویروسی در ارتباط است، در بالاترین حد بوده است. علاوه بر این، این الگوها خاص تنهایی بوده‌اند و نه افسردگی یا سایر احساسات منفی.

در یک تحقیق جدیدتر که بر روی افراد بزرگسال در تایوان انجام گرفت، کول نتیجه‌گیری کرد که این تغییرات ژنتیکی می‌تواند به خاطر کورتیزول، هورمون استرس، باشد که قادر به سرکوب ژن‌هایی که با التهاب در ارتباط هستند و عامل خطرزایی برای بیماری قلبی، سرطان و سایر مشکلات خطرساز محسوب می‌شوند، نیست.

کاچیوپو و پاتریک همچنین عنوان می‌کنند که برخی افراد به صورت ژنتیکی بیشتر در معرض تنهایی هستند و تعداد افرادیکه از آن رنج می‌برند آنقدر زیاد است که می‌توان آن را یک بیماری ژنتیکی دانست.

تنهایی و انزوا

بااینکه هنوز هیچ تعریف جهانی برای تنهایی وجود ندارد، اما می‌دانیم تنهایی چه چیزهایی نیست.

انزوا، که در آن افراد داوطلبانه وارد وضعیت تنها بودن می‌شوند، با تنهایی که در آن افراد خود را به دلایلی که ممکن است حتی به طور کامل درک نکنند، تنها می‌یابند، یکسان نیست.

انزوای داوطلبانه می‌تواند پادزهری سالم بر ضد زندگی در دنیای پرازدهام و سروصدا باشد، فرصتی برای کناره‌گیری از شلوغی ارتباطات زندگی مدرن.

آنتونی استور، روانشناس و پژوهشگر دانشگاه آکسفورد در کتاب خود، «انزوا: برگشت به خود»، رابطه بین انزوا و خلاقیت، انزوا و تجربیات روانی عمیق در اتیام‌یابی که در درون خود فرد اتفاق می‌افتد، را بررسی می‌کند.

استور این ایده را به چالش می‌کشد که روابط انسانی معیار سلامت و خوشبختی است. او از این ایده پشتیبانی می‌کند که چیزی که در ذهن فرد در تنهایی می‌گذرد، مخصوصاً وقتی تخیل درگیر می‌شود، به همان اندازه برای افرادیکه توانایی دستاوردهای خلاقانه را دارند، اهمیت دارد.

استور عنوان می‌کند که تلاش‌های خلاقانه در قدیم بعنوان آنچه که از جامعه پشتیبانی می‌کند، تعریف می‌شده است اما این تعبیر اشتباه است که در آن زمینه‌ها و موضوعاتی که فعالیت‌های فردی است را نادیده می‌گیرد.

فقدان‌های کودکی، افسردگی و التیام، اخلاقیات و روحیات دوران بزرگسالی افراد را می‌سازد و همین باعث نوشته شدن برخی از بهترین شعرها شده است و بعنوان نمونه از برخی از شاعران نام می‌برد.

و در پیری که استور آن را دوره سوم زندگی می‌نامد، یک حس طبیعی وابستگی احساسی به دیگران وجود دارد و تمرکز را به مسائل درونی معطوف می‌کند که این نیز منجر به خلاقیت خواهد شد و برای مثال از برخی نویسنده‌ها و آهنگسازان یاد می‌کند.

بوت این را تایید کرده و می‌گوید انزوا می‌تواند به تجربیات عمیق رشدی مثل مدیتیشن، تجسم‌سازی، گوش دادن به موزیک و سایر شکل‌های «هیچ کاری نکردن» منتهی شود.

نکته دیگری که بوت مطرح می‌کند، شما ممکن است باوجود ارتباطات زیاد با سایرین، تنها باشید. این کیفیت آن ارتباطات است که اهمیت دارد: «بعضی افراد تنها شبکه ارتباطی کافی دارند ولی با این وجود تنها هستند زیرا از این شبکه‌ها راضی نیستند.»

این می‌تواند ایده دیگری باشد که به کرات سوال می‌شود: که افراد مجرد در مقایسه با افراد متاهل تنها هستند.

در تحقیق که توسط کالج لافایت و دانشگاه میامی توسط روانشناسان انجام گرفت مشخص شد که افراد مجرد بالا ۴۰ سالی که هیچوقت ازدواج نکرده‌اند ممکن است به اندازه همسالان متاهل خود انعطاف داشته باشند. این تحقیق این ایده را به چالش می‌کشد که ازدواج همیشه برای سلامتی بهتر است.

جامیلا بوک‌والا، استادیار روانشناسی در کالج لافایت می‌گوید، «وقتی افراد مجرد احساس کنترل در زندگی خود دارند و می‌توانند به خود تکیه کنند، می‌توانند سطح بالایی از شادی و خوشبختی را تجربه کنند.»

اما افراد متاهلی که اظهار بی‌نیازی به دیگران داشته‌اند، از آن احساس رضایت نداشتند، درحالیکه افراد مجرد به طور متوسط احساس شادی و رضایت نسبی از آن داشتند.

بلا دی‌پائولو، استاد دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا می‌گوید:

«من فکر می‌کنم که ما کم‌کم درک می‌کنیم که زندگی مجردی تغییر کرده است و امکان داشتن یک زندگی کامل و رضایت‌بخش برای افراد مجرد وجود دارد.»

و به نظر می‌رسد که دلایل مشکلات مجردها در تحقیقات قدیم‌تر این بوده است که آنها معمولاً با افراد مطلقه و بیوه گروه‌بندی می‌شده‌اند.

کنار آمدن با تنهایی

بنابراین، اگر خود را در موقعیت تنهایی یافتیم، اگر می‌دانیم که «انزوای داوطلبانه» نیست، چه می‌توانیم بکنیم؟

خیریه سلامت روانی انگلستان پیشنهادات زیر را برای غلبه بر تنهایی ارائه می‌دهد:

برای اختصاص دادن زمان و انرژی برای مقابله با آن خود را آماده کنید، مثلاً برای فکر کردن درمورد دلایل این تنهایی و اقدامات مثبتی که می‌توانید انجام دهید.

تنها بودن و راحت بودن با خودتان را یاد بگیرید: بر کسی که واقعاً هستید و کاری که می‌خواهید بکنید، تمرکز کنید. برای این ممکن است با مشکلات احساسی روبه‌رو شوید که ممکن است دلیل این باشد که هنوز به دنبال همراهی دیگران هستید.

یاد گرفتن اینکه با خودتان روبه‌رو شوید، نحوه ارتباط شما با دیگران را تغییر می‌دهد: مثلاً ممکن است منجر به گرسنگی کمتر بعر از یک رابطه شود.
با دیگران بودن را یاد بگیرید: مثلاً «نه» گفتن را یاد بگیرید، برای روابطتان مرز تعیین کنید، احساسات، خواسته‌ها و نیازهایتان را مطرح کنید. تمرینات قطعیت و مهارت‌های اجتماعی می‌تواند مفید باشد.

تغییرات بزرگ ایجاد نکنید: هر بار یک قدم کوچک به جلو بردارید و هیچوقت شدیداً درگیر یک نفر نشوید.

ابتدا روابط کوچک را امتحان کنید: با یک فروشنده یا بغل‌دستی در تاکسی یا اتوبوس یک کپ کوتاه بزنید.

برای کاری داوطلب شوید.

رفتن پیش مشاور یا روانشناس هم می‌تواند راه خوبی برای کشف و درک مشکلات باشد و شجاعت لازم برای کنار آمدن با موقعیت‌هایی که احساس شکست دارد را پیدا کنید. چنین گفتگوهایی به شما کمک می‌کند اعتمادبه‌نفس پیدا کنید و بفهمید که ارتباط برقرار کردن با دیگران می‌تواند لذت‌بخش باشد.

و اگر هیچیک از این پیشنهادات آنچه شما به دنبالش هستید نبود، ناامید نشوید، چون همانطور که امیلی وایت می‌گوید، باوجود برخی تلاش‌ها از طرف رسانه‌ها برای منعکس کردن تنهایی بعنوان یک بیماری خطرناک و عجیب، اما اینطور نیست. تنهایی بخشی از انسان بودن است.

او می‌گوید، «تنهایی همان چیزی است که برخی از ما با آمادگی برای رویارو شدن با آن به دنیا می‌آیند. تنهایی چیزی است که باید آن را کنترل و مدیریت کنیم نه چیزی که بعنوان هشدار تلقی کنیم،»

او می‌گوید دلیل ندارد که درمورد تنهایی سکوت کنیم، خجالت بکشیم یا خودمان را مقصر بدانیم.

«تنهایی هیچ اشکالی ندارد، و باید به آن با دیدی وسیع‌تر و بازتر نگاه کنیم.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 دی 1391 :: نویسنده : Raziyeh

هنوز از عمر انسان شش میلیارد سال باقی است. آنرا نابود نكنیم. بشریت اكنون دوران طفولیت را پشت سر می‌گذارد و زندگی باشكوهی را در پیش روی دارد، با تخریب محیط زیست، نسل خویش را منقرض نگردانیم.

    بنابر آخرین فرضیه ها، خورشید ما در حدود ٤٦٠٠ میلیون (٤.٦ میلیارد) سال قبل، از غبار خورشیدی تشكیل گردید.(١) زمین و سایر سیارات منظومه شمسی از بقایای غبار مزبور در حدود ٤٥٠٠ میلیون سال پیش شكل گرفتند و در آغاز به احتمال، سطح زمین به حالت گداخته و مذاب بود و میلیونها سال طول كشید تا پوسته خارجی آن سرد و سخت گردید. پوسته‌ای كه شكننده بود و از شكست آن آتشفشانها فوران می‌كردند و مواد مذاب زیر پوسته را به صورت گدازه، خاكستر، دود، بخار و گاز بیرون می‌ریختند و سنگها و گازهایی را كه در آنها استعداد بالقوه زندگی وجود داشت به وجود آوردند. از بركت آنها جو زمین پدیدار گردید و اكسیژن را برای زمین به ارمغان آورد. از بخار آب چاله‌ها و پستی‌های زمین پر از آب شد و اقیانوسها و دریاها بر چهره آن نمایان گشت و اولین جایگاه زیست بنا نهاده شد.

    مقدمات زیست از ٣٠٠٠ میلیون سال پیش تجاوز می‌كند.(٢) قدمت پیدایش اكسیژن محصول گیاهان به حدود ١٩٠٠ میلیون سال قبل می‌رسد. در حدود ١٥٠٠ میلیون سال پیش اكسیژن زندگی‌بخش در جو زمین جای پیدا می‌كند. حدود ٥٧٠ میلیون سال گذشته اقیانوسها و دریاها حاوی جوامع زیستی بودند و سنگهای مربوط به این زمان دارای فسیلهای بسیار هستند. ماهیها از حدود ٥٠٠ میلیون سال گذشته عرض اندام كرده‌اند و خزندگان از حدود ٢٥٠ میلیون سال قبل بر سطح زمین می‌‌خزیده‌اند. پیدایش اولین پستانداران به حدود ٢٠٠ میلیون سال قبل در تعدادی محدود می‌رسد و در حدود ٧٠ میلیون سال پیش، بعد از انقراض دایناسورها تعدادشان رو به فزونی می‌گذارد. بین ١١ تا ٢٥ میلیون سال پیش میمونهایی شبیه آدم در آسیا، افریقا و اروپا پدید آمدند.(٣)

    سابقه انسانهای اولیه را از حدود ٥.٥ میلیون سال قبل در افریقای شرقی و جنوبی سراغ داریم.(٤) این بشر اولیه با استفاده از سنگ و چوب به جای چنگ و دندان و با راهنمایی عقل خویش به زندگی خود رونق بخشید و حسابش را از دیگر جانوران جدا ساخت. از آن زمان تاكنون بشر با تكامل ابزار خود در بهبود زندگی خویش كوشیده و سرتاسر كره خاكی را حاكم گشته و از موهبتی كه خداوند در روی زمین برایش فراهم كرده چه در راه خیر و چه در راه شر بهره برده است.

    پیدایش بشر بعد از آفرینش تمام جانداران و در بهترین شرایط زیستی عمر كره زمین به وقوع پیوست. به هنگام جوانی و برومندی با دشتهای سرسبز و گلهای رنگارنگ و عطرهای شامه‌نواز و آسمانهای آبی و خاكهای زرخیز و كانهای پرارزش و هزاران ویژگیهای دیگر و این خصوصیات تا آنجا كه اطلاع در دست است در دور و بر ما فقط به گوی زمین اختصاص دارد و این گوی سخاوتمند بی‌هیچ چشمداشتی تمام نتایج هزاران میلیون سال تلاش خود را به آدمیان پیشكش كرد و امیدوار بود كه بدین نحو تا ٦٠٠٠ میلیون سال دیگر به زندگی ادامه دهد. در عوض، این آدمیان طی هزاران سال جنب و جوش بر سطح آن هرچه خواستند كردند. ولی به علت كمی تعداد و محدود بودن جوامع انسانی، چندان خسارتی بر آن وارد نشد، و هر جا زخمی بر چهره آن می‌خورد، عوامل مختلف طبیعی با هماهنگی یكدیگر به ترمیم آن می‌پرداختند و تعادل محیط را حفظ می‌كردند. این فرایندها بارها و بارها تكرار می‌شد و آدمی خوشبخت و زمین خرم زمانها را پشت سر می‌نهادند. اما از ٢٠٠ سال گذشته به سبب پیشرفت علوم و انقلاب تكنیك و گسترش صنایع و ازدیاد روزافزون جمعیت، آسیبهایی بر چهره زمین وارد گشته و تعادل عوامل زیستی در بیشتر نقاط برهم خورده است.

    آلودگی محیط به ویژه در جوامع صنعتی پیشرفته به صورت یك مسئله عمومی درآمده است و صاحبان سرمایه‌های كلان بی‌محابا و بدون توجه به پیامدهای ناگوار (و در كشورهای عقب‌مانده بدون پرداخت مالیات واقعی) از علوم و فنون و اكتشافات جدید حداكثر بهره را برده‌اند و عوامل اصلی حیات را پلید و ناپاك گردانده‌اند. به عنوان مثال، آلودگی هوا به وسیله مه دود، هوای بیشتر شهرهای صنعتی را ناخوشایند و ناسالم ساخته و باعث شیوع بیماریهای دستگاه تنفسی به خصوص آماس نایژه (برونشیت) گشته است. این آلودگی قربانیان تدریجی بسیار دارد اما وقتی درصدش بالا رود، با اندك تغییری در عوامل جوی قربانیان فراوانی را یكجا دریافت می‌كند. از جمله، مه دود سال ١٣٣١ (١٩٥٢) لندن كه جان حدود ٤٠٠٠ نفر را به یكباره ستاند.

    آلودگی آب به وسیله فاضلابها و هرز دادن فضولات كارخانه‌ها به رودها، دریاچه‌ها و دریاها كه نمونه قابل توجه آن در نواحی كم جزر و مد سواحل مدیترانه بیشتر به چشم می‌خورد، سبب ضایع شدن بیشتر گیاهان و حیوانات نواحی مختلف ساحلی مجاور شهرهای صنعتی و پر تراكم شده و جان و تندرستی مردم را به خطر افكنده است. در «میناماتای» ژاپن حدود سال ١٣٢٩ (١٩٥٠) بیش از ١٠٠٠٠ نفر یا مردند یا معلول گشتند یا به بیماریهای بسیار سخت گرفتار شدند. این مصیبت به علت خوردن ماهیهای مسمومی بود كه از هرز دادن فضولات یك كارخانه شیمیایی، حاوی «استالدئید» acetaldehyde مسموم شده بودند. در برخی از رودخانه‌های شمالی ایران كه وارد دریای خزر می‌شوند. اینگونه مسمومیتها آغاز گشته است، هشدارهای سازمان محیط زیست باید مردم و دولت را بیدار كند.

    آلودگی زمین نیز از راههای مختلف ایجاد می‌گردد. برای نمونه آفت‌كش «د د ت» یك سم قدیمی كه برای ازدیاد محصولات غذایی به كار برده می‌شد، پرندگان زیادی را نابود كرد و به علت دوام زیادش علاوه بر آفات گیاهی، موجودات ذره‌بینی مفید درون خاك را نیز نابود ساخت و بر رابطه زندگی اینگونه جانداران و خاك (اكولوژی- بوم‌شناسی) آسیب رساند و تعادل طبیعی آنرا از بین برد و چند سالی زمان می‌خواهد تا خاك باروری طبیعی خود را بازیابد، به شرط آنكه دوباره مسموم نگردد.

    افزایش بی‌حساب جمعیت و گسترش روزانه شهرها و روئیدن شبانه خانه‌ها در محدوده‌های خارج از شهر و در زمینهای زراعتی، خودبه‌خود آلودگی آفرین است. صرفنظر از مسائل جوامع عقب‌مانده و عدم توجه افراد در قبال مسئولیتی كه نسبت به بهداشت جامعه دارند، مسئله تأمین خدمات از یكسو و به وجود آمدن بازار تقاضای شدید از سوی دیگر، صنایع و فعالیتهای پرتحرك ‌تر را به دنبال می‌طلبد، و چون به پیامدهای آن از قبل نیندیشیده‌اند، آلودگیهای بیشماری را گریبانگیر نقاط بسیاری از جهان كرده‌ و چهره شاداب زمین را روزبه ‌روز پژمرده‌تر می‌سازد. مهم‌ترین عوامل ناپاكی را می‌توان چنین برشمرد:

١-    رادیواكتیو (مواد پرتوزا) ناشی از آزمایشهای جنگ ‌افزارهای هسته‌ای.

٢-    دوده و گازهای ناشی از سوخت هواپیماها و موشكها.

٣-     ازدیاد كربن‌ دی‌اكسید از سوختهای فسیلی و قطع بی‌رویه درختان جنگلی.

٤-     سمپاشی های هوایی مزارع و آلودگی خاكها.

٥-    نیروگاههای هسته‌ای كه بر اثر اختلال باعث تولید رادیواكتیو (مواد پرتوزا) می‌شوند.

٦-    نیروگاههای حرارتی و سیستمهای سردكننده و تهویه شهرها كه آلودگیهای حرارتی و شیمیایی تولید می‌كنند.

٧-    دودكشهای كارخانه‌ها و منازل با تولید دی‌اكسید گوگرد هوا را مسموم می‌سازند.

٨-    گازهای خروجی وسایل نقلیه موتوری كه بر فراز شهرهای پرجمعیت و پر ترافیك ایجاد مه دود می‌كنند.

٩-    ایجاد بزرگراهها و معادن روباز و استخراج مواد سطحی بر روی مزارع و مراتع كه زمینهای مفید و بارور را می‌تراشد.

١٠-    انباشتن فضولات و زباله‌ها در كنار شهرها، رودخانه‌ها و سواحل دریا.

١١-    وسایل نقلیه فرسوده آبی كه سواحل دریاها و رودخانه‌ها را به روغن آلوده می‌سازند.

١٢-    در اثر حوادث مختلف، تانكرهای نفتكش میلیونها تن نفت را به دریا سرازیر ساخته و سطح وسیعی از دریا را تا مدتها به زیر پوشش مسموم‌كننده نفت می‌برند.

١٣-    فضولات كارخانه‌ها و فاضلابهای شهرها و برخی از روستاها كه به رودخانه‌ها می‌ریزند.

١٤-    رودخانه‌های آلوده از فاضلاب شهرها و كارخانه‌ها، خود مسبب آلودگی دریا و دریاچه‌ها می‌شوند.

١٥-    لاشه‌های رها شده كشتیها در كف دریا كه محیطهای مخاطره‌انگیزی می‌آفرینند.

١٦-    انفجار، آتش‌سوزی یا تركیدن لوله‌های نفت سكوهای نفتی دریاها.

١٧-    بسته‌های حاوی زباله‌های رادیواكتیو كه به قعر دریا فرستاده می‌شود ممكن است به علل پیش‌بینی نشده‌ای از هم پاشیده یا قسمتی از آن پوسیده و مواد زهرآگین آن رها شود...

    در بسیاری از كشورهای پیشرفته جهان كه عامه مردم چگونگی دخالت در امور سیاسی و اجتماعی را فرا گرفته‌اند، با ایجاد سازمانهای مختلف، تا حد قابل توجهی دولتها را ملزم به حمایت از سازمانهای محیط زیست وكنترل شدید مواد آلوده‌ساز كرده‌اند. از جمله بودجه‌های سنگینی برای تحقیق و استفاده از انرژیهای سالم و جدید مانند: خورشید، باد، امواج دریا، جزر و مد اختصاص داده‌اند كه به نتایج درخشان و حتی بهره ‌برداری هم رسیده‌اند. جنگلها را توسعه داده و سال به سال بر وسعت آن می‌افزایند، بر رشد جمعیت غلبه كرده و آنرا به حالت تعادل درآورده‌اند. تا جایی كه در برخی از كشورها رشد آن در سالهای آینده رو به كاهش خواهد داشت. متأسفانه در بیشتر كشورهای عقب‌مانده یا عقب نگاهداشته شده كه با احترام آنها را «كشورهای در حال رشد» می‌نامند، وضع به گونه دیگری است. در دهه‌های اخیر كارخانه‌ها و وسایل محركه بدون توجه به زیان آنها بر محیط زیست، یكی پس از دیگری با سیستمهای كهنه وگاه از رده خارج شده دایر می‌گردند. در بیشتر آنها حتی تمام مواد اولیه نیز از خارج وارد می‌شود.

    این زندگی نكبت‌بار و محیط ناسالم زیست را كشورهای پیشرفته‌تر طی دهها سال قبل تجربه كرده‌اند و با گذشت و غلبه بر حرص و ولع خویش كوشیده‌اند تا بسیاری از آنها را مهار كنند و فردای روشنی را به خود نوید می‌دهند. آنها برآنند كه چنان از امكانات طبیعی بهره گیرند كه نه تنها تعادل عوامل طبیعی را برهم نزنند بلكه به مرور ناهماهنگی محیط گذشته را هم درمان بخشند. آنها این مهم را مدیون دانشوران و مراكز تحقیقاتی و دانشگاهها هستند و به آنها بهای زیادی می‌دهند و برای مجریانشان عزت و احترام قائلند.

    برای آنكه اختلاف بین جوامع پیشرفته كه عواقب خطرناك آلودگی محیط را درك كرده‌اند و دنبال چاره‌اند و جوامعی كه اكثریت آن چون گوسفندانی كه بی‌تفاوت به سوی مسلخ گام برمی‌دارند و در لابلای آلودگیها و دود و غبار فلزات بی‌خیال در طلب به چنگ آوردن سكه‌ای بیشترند، بهتر روشن گردد، به نقل فشرده آماری چند مبادرت می‌گردد.

 جنگل و درخت

امروزه در سطح جهان برای مقابله با آلودگیهای تنفسی به تقویت ششهای كره زمین یعنی جنگلها پرداخته‌اند. علاوه بر گسترش فضای سبز اطراف شهرها و پاركها، در مقابل برداشت سالیانه ٧ میلیون هكتار از اراضی جنگلی، سالیانه بیش از ١٤ میلیون هكتار جنگلكاری می‌شود. اما نسبت كاشت و برداشت در سطح جهان دارای اختلاف بسیار فاحشی است و این اختلاف احساس مسئولیت و یا بی‌اعتنایی ملل مختلف را می‌نمایاند.

     

    مساحت جنگلهای ایران در حدود ٢٠٠٠ سال پیش حدود ٨٠ میلیون هكتار(٨) و در گذشته نزدیك حدود ٣٠ میلیون هكتار(٩) و در حال حاضر در حدود ١٢ میلیون هكتار (١٢٠ هزار كیلومترمربع) است ولی از تمام آن امكان بهره‌ برداری دایمی وجود ندارد. در طول ٢٠ سال گذشته مساحت جنگلهای شمال كشور كه تنها قطب تولید چوب به طور دائم می‌باشد از ٣.٤ میلیون به ١.٨ میلیون هكتار كاهش یافته است (١٠) اگر جمعیت جهان را در حال حاضر حدود ٥ میلیارد نفر در نظر بگیریم، به طور متوسط سهم سرانه جنگل برای هر نفر حدود ٠.٨ هكتار (٨٠٠٠ مترمربع) می‌باشد ولی متأسفانه سهم سرانه جنگل برای هر ایرانی حدود ٠.٢٤ هكتار (٢٤٠٠ مترمربع) می‌باشد. اگر این رویه یعنی ازدیاد جمعیت و كاهش جنگل ادامه داشته باشد روزی خواهد ریسد كه به هر ایرانی حتی چند درخت هم نخواهد رسید.

    همیشه به خاطر داشته باشید كه یك درخت متوسط، قادر خواهد بود تا اكسیژن مورد نیاز سه نفر را تأمین كند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حتماً تابحال شنیده‌اید که می‌گویند برای به دست آوردن احترام باید به دیگران احترام بگذارید.

کاملاً درست است اما لزوماً نه به آن شکلی که شما فکر می‌کنید. بااینکه خیلی مهم است که به دیگران احترام بگذارید، این راه قطعی و تعیین‌کننده برای اینکه آنها هم حتماً به شما احترام بگذارند نیست.

درمورد احترام، همه چیز از خودتان شروع می‌شود.

اگر شما به خودتان احترام نگذارید، هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد.

چرا احترام به خود تا این اندازه مهم است

احترام به خود پایه و اساس داشتن یک زندگی توام با کمال و احترام است. اگر واقعاً خودتان را دوست نداشته باشید و به عنوان یک انسان به خودتان احترام نگذارید، چطور می توانید جرات کنید از ایده‌ها و اعتقاداتتان حمایت کنید یا مرزهای خود را به دیگران گوشزد نمایید؟

حتی آدم‌های خیلی مهربان هم نمی‌توانند با کسانیکه علاقه و احترامی برای خود قائل نیستند همدردی کنند.

چطور به خودتان احترام بگذارید

احترام به خود، درک وقار و ارزش ذاتی خودتان است. شایان ذکر است که این به داشتن هیچ توانایی یا رسیدن به هیچ موفقیتی بستگی ندارد: هر انسانی در این کره خاکی محترم به دنیا آمده است. اما در عمل این احترام همیشه به همه افراد داده نمی‌شود اما خیلی مهم است که بدانید برای احترام به خود نیاز به رسیدن به هیچ ایدآل خاصی نیست.

اگر تصور می‌کنید که به اندازه کافی به خودتان احترام نمی‌گذارید، راه‌هایی هست که بتوانید آن را تقویت کنید.

• مرزهایی سالم تعیین کنید. به خودتان اجازه ندهید از احساس دیگران نسبت به خودتان سوءاستفاده کرده یا میزان احترام به خودتان را بر مبنای آن پایه‌گذاری کنید.
• از خودتان خوب مراقبت کنید. یک رژیم‌غذایی سالم داشته باشید، ورزش کنید و از الکل و سایر مواد مشابه دوری کنید.
• در فعالیت‌هایی شرکت کنید که اعتمادبه‌نفستان را بالا می‌برد. این می‌تواند یک سرگرمی، ورزش، سازمان اجتماعی، داوطلب شدن برای کارهای خیر و از این قبیل باشد. هر چیزی که باعث شود حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید مناسب است.
• تمرین کنید خودتان را آدم باارزشی ببینید. در آینه به خودتان نگاه کنید و به خودتان بگویید که همانطور که هستید دوستتان دارند.
• اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید و با دیگران با احترام برخورد کنید. کسانیکه اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و برای خود احترام قائل نیستند، معمولاً به شما هم جذب می‌شوند و گروهی منفی را تشکیل می‌دهند. معمولاً اولین قدم این است که بفهمید دیگران می‌توانند دوستتان داشته باشند و دارند. وقتی به خودتان احترام بگذارید، متوجه می‌شوید که به دست آوردن احترام دیگران آسان‌تر می‌شود. و حتی در موقعیت‌هایی که احترامی که باید را دریافت نکردید، یک احساس درونی احترام خواهید داشت که شأن و منزلت شما را حفظ خواهد کرد.

به دست آوردن احترام دیگران

بااینکه درست است که همه انسان‌ها محترم به دنیا آمده‌اند اما کسانی هستند که از این قاعده مستثنی می باشند و احترام بیشتری را به خود جلب می‌کنند. دلیل آن می‌تواند موفقیت‌های آنها، توانایی‌های ذاتی‌، زیبایی و یا قهرمان بودنشان باشد.

برای اینکه احترام دیگران را جلب کنید لازم نیست در دنیا معروف و مشهور باشید. در محافل کوچک‌تر هم کسانی هستند که دیگران برای آنها احترام ویژه‌ای قائلند. این در محدوده قدرت شماست که به یکی از این افراد تبدیل شوید. در زیر به چند راه برای آن اشاره می‌کنیم:

• با اعتمادبه‌نفس راه بروید. درست است. وقتی دیگران اعتمادبه‌نفس ما را ببینند تصور خواهند کرد که افراد موفقی هستیم.
• با همه با مهربانی و درستی رفتار کنید.
• اما مرزهایی بگذارید و اجازه ندهید دیگران هر رفتاری با شما داشته باشند.
• با درستی و صداقت رفتار کنید.
• یاد بگیرید چطور با خونسردی با استرس برخورد کنید.
• همیشه بخندید و لبخند بزنید.
• سخاوتمند باشید.
• افکارتان را مطرح کنید.
• به کمک محرومان و نیازمندان بروید.
• قاطع اما عادل باشید.
• با روشنفکری انتقاد را بپذیرید.
• دربرابر میل به گارد گرفتن در برابر دیگران مقاومت کنید.
• ضعف‌هایتان را بپذیرید.
• به موفقیت‌هایتان افتخار کنید.
• هر کاری که می‌کنید را با عشق و علاقه قلبی انجام دهید.

همه آدمها به دنبال احترام هم‌نوعانشان هستند؛ این مسئله کاملاً ذاتی است. وقتی حس می‌کنیم هیچکس به ما احترام نمی‌گذارد، خیلی سخت است که مثبت و موفق باشیم. وقتی ما به خودمان احترام نگذاریم، طوری رفتار خواهیم کرد که با خواست و علایقمان همخوانی ندارد.

احترام گذاشتن به خود و جلب احترام دیگران به داشتن یک زندگی شاد و سالم کمک می‌کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 دی 1391 :: نویسنده : Raziyeh

وقتی به کسانیکه تحسینشان می‌کنیم نگاه می‌کنیم، موفقیتشان را به شانس، سرنوشت یا عواملی که هیچ ارتباطی با سخت‌کوشی ندارد، ربط می‌دهیم. و این بزرگترین بهانه ما برای نرسیدن به موفقیت است. «من موقعیت خانوادگی یا پارتی او را ندارم. به اندازه او پولدار نیستم. هیچ استعدادی ندارم.» و این بهانه‌ها همینطور ادامه می‌یابند. و چون همه مسئولیت موفقیت را به عوامل خارجی نسبت می‌دهیم، خودمان را از زحمت رسیدن به موفقیت در زندگی راحت کرده‌ایم.

اگر به دقت نگاه کنید، پشت هر فرد موفق تلاش سخت قرار دارد. یک میلیونر، یک دلار یک دلار به دست آورده است. شما فقط معامله میلیون دلاری یک نفر را می‌بینید اما مشکلات و تلاش بی‌وقفه ۱۰ سال قبل از آن را نمی‌بینید.

موفقیت یک پله یک پله ایجاد می‌شود. اگر یک پله بالا بروید، موفقیت در پاگرد بعدی منتظر شماست.

امروز یک تماس اضافی برقرار کنید. اگر نتایج بزرگ شما را می‌ترساند، اگر هدف بزرگ خیلی دور از دسترستان به نظر می‌رسد، سرعت و انرژیتان را قدم به قدم بیشتر کنید. امروز یک تماس اضافی بزنید، یک ایمیل اضافه بفرستید و وقتی که اینکار به طور مداوم در طول یک مدت ادامه پیدا کند، ظرفیت تماس‌هایتان را تا ۶۰ درصد در آخر ماه افزایش داده‌اید. قسمت باورنکردنی قضیه اینجاست: وقتی ورودی کارتان تا ۶۰ درصد افزایش یابد، خروجی یا همان نتیجه کار احتمالاً تا ۱۲۰ درصد ارتقاء می‌یابد.

روز یک نفر را بسازید. کار شما مطمئناً با آدم‌ها در ارتباط است. موفق شدن در ارتباط با آدم‌ها کمکتان می‌کند فاصله بین آرزوها و اهدافتان را سریعتر پر کنید. وقتی مردم دوستتان داشته باشند، برای آنها ساده‌تر می‌شود که کارتان را هم دوست داشته باشند. دایره تاثیر شما هر چه بزرگتر باشد، فرصت‌های بیشتری برای خودتان ایجاد خواهید کرد. وقتی یک نفر را خوشحال کنید، و این کار را مداوم طی یک دوره ادامه دهید، در آخر ماه، طرفداران زیادی به دست آورده‌اید.

امروز یک لقمه کمتر غذا بخورید. این یک واقعیت اثبات‌شده است که کسانیکه کمتر می‌خورند، نه تنها بیشتر زندگی می‌کنند بلکه انرژی بیشتری هم خواهند داشت. کم کردن وزن ذهن خیلی‌ها را به خود مشغول کرده است و بعضی آنقدر درگیر پرخوری‌های غیرقابل‌کنترل خود شده‌اند که همه توان خود را برای کم کردن وزنی که بخاطر چیزهایی که نمی‌توانند جلوی خودشان را برای خوردن آن بگیرند، به کار می‌گیرند. و وقتی اینکار به طور مداوم ادامه پیدا کند، آخر ماه نه تنها ظاهر بهتری پیدا کرده و احساس بهتری خواهید داشت، عملکرد کاری‌تان هم بهتر خواهد شد.

امروز مبلغی پس‌انداز کنید. اگر توازن بانکی‌تان موفقیتتان را تعیین می‌کند، این ساده‌ترین راه موفقیت شما خواهد بود. از همین امروز، هر روز مبلغی پس‌انداز کنید؛ هر میزانی که در توانتان باشد. این کار را هر روز انجام دهید و مداوم پیش روید و وقتی این کار متعهدانه در طول یک دوره زمانی انجام شود، یک میلیونر خواهید شد.

از امروز یک قدم بیشتر بردارید. امروز کاری بکنید که قبلاً برای انجام آن تردید داشتید. اگر ماه‌هاست که برای زود بیدار شدن مشکل دارید، امروز صبح ۱۵ دقیقه زودتر بیدار شوید. انجام کارهایی که هیچوقت برای انجام آن راحت نبوده‌اید، باعث می‌شود پایتان را فراتر از موانع ذهنی‌تان بگذارید و واقعیت توانایی‌های خود را کشف کنید.

وقتی این کارها را انجام دهید، به سمت جهش کوانتومی در کارتان پیش خواهید رفت اما تا آن موقع قدم به قدم جلو روید.
 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقت استراحت، نهار، نماز و به طور کلی سایر فعالیت هایی که در محل کار مجاز به شمار می آید، هم حد و حسابی دارد. از حد خود که بگذرد، گذشته از اینکه همکارانتان را عصبی می کند

درست است که بسیاری از ما بخش عمده ای از ساعات روز را در محل کار می گذرانیم، اما این دلیل موجهی برای اینکه در محل کار هر کاری دوست داشتیم انجام دهیم نیست!
محل کار هم مثل هر جای دیگر قوانین و الزام های خاص خود را دارد و با رعایت آنها و مرتکب نشدن اشتباهاتی که ما در این گزارش به برخی از آنها اشاره می کنیم، می توانید کاری کنید که محل کار هم مثل خانه برایتان آرامش و امنیت بیاورد.

1 - با انگشت زدن روی میز، وقتی دارید به چیزی فکر می کنید
نزن برادر من! نزن خواهر من! این درست که در حال فکر کردن هستید و موضوعی که فکرتان را مشغول خود کرده از نظر خودتان اهمیت بالایی دارد، اما این که انصاف نیست که به خاطر فکر کردن خودتان اعصاب همکارانتان را بهم بریزید و حواسشان را پرت کنید!

2 - بالا بردن صدا بیش از اندازه معمول در هنگام صحبت با تلفن
بهترین راه برای اینکه مکالمه تلفنی شما مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند این است که وقتی تلفنتان زنگ می خورد به جایی بروید که کسی نباشد و در صورتی که امکانش نیست، دست کم آرام صحبت کنید و حواستان جمع باشد که صدایتان بیش از حد معمول بلند نشود.

3 - استفاده زیاد از عطر یا استفاده از عطر با بوی تند
بعضی ها فکر می کنند وظیفه خوشبو کردن محل کار را به عهده دارند! همین ذهنیت باعث می شود شیشه عطر را روی خودشان خالی کنند، غافل از اینکه این کار تنها بینی همکاران را می آزارد. امان از آن روزی که بوی عطر، به ویژه برای آقایان، تند هم باشد!

5 - هنگام تایپ، روی صفحه کلید کوبیدن
صفحه کلید کامپیوتر شما گناهی نکرده که دائما از شما توسری بخورد و صدایش هم درنیاید! از طرفی همکاران شما هم مجبور نیستند به سکوت محل کار به نوای نه چندان دلنشین تایپ کردن شما گوش دهند! لطفا مهربانانه تر با کیبورد برخورد کنید.

6 - وقتی زمان اختصاص یافته به استراحت از زمان نشستن و کار کردن پشت میز بیشتر می شود
وقت استراحت، نهار، نماز و به طور کلی سایر فعالیت هایی که در محل کار مجاز به شمار می آید، هم حد و حسابی دارد. از حد خود که بگذرد، گذشته از اینکه همکارانتان را عصبی می کند، می تواند رئیستان را هم از دست شما خسته کند و حتی ممکن است کار به اخراج هم بکشد.

7 - بعضی ها خیلی اصرار به مریض نشان دادن خود دارند
برخی هم هستند که همواره می خواهند به دیگران ثابت کنند حال و روز خوشی ندارند و از مشکلات روحی یا جسمی رنج می برند، در حالیکه واقعیت شان این نیست. این مدل افراد تنها باعث بی حوصلگی همکاران خود می شوند.

8 - گذاشتن آهنگ های اعصاب خرد کن روی زنگ موبایل
اگر موبایتان را سایلنت نمی کنید، دست کم از آهنگ های اعصاب خورد کن هم برای زنگ آن استفاده نکنید. همکاران شما شاید در ظاهر اعتراضی در این رابطه نداشته باشند، اما قطعا از شنیدن صدای گوش خراش زنگ موبایل شما، دل خوشی هم ندارند.

9 - بعضی ها درک درستی از فضای شخصی و رعایت آن ندارند
برای برخی کارمندان هم انگار همه اتاق کم است؛ بدین معنا که هر چیزی را هر جایی دلشان بخواهد می گذارند و به حریم شخصی خود پایبند نیستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 دی 1391 :: نویسنده : Raziyeh


زمانی كه پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی می‌توانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابه‌جا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌كنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.

 

 
آهای آقایان، می‌دانید زنان تان از شما چه انتظاری دارند؟ تا به حال به این موضوع فكر كرده‌اید؟ این راهنمایی است كه به شما می‌گوید همسران‌تان چه توقعاتی از شما دارند و چگونه می‌توانید همسری ایده‌آل باشید.

1. به عواطف او احترام بگذارید

 

 
بگذارید گریه كند

 

 
زنان همیشه قدردان مردهایی هستند كه به عواطف و احساسات‌شان اهمیت می‌دهند. به خصوص وقتی از چیزی ناراحتند. از همسرتان بپرسید از چه ناراحت است و اگر گریه می‌كند به او دستمال تعارف كنید. مطمئن باشید ابراز احساسات باعث تقویت رابطه می‌شود.

2. اهمیت آنچه می‌پوشید

با نظر او لباس بپوشید

مجله ایده آل:مدها می‌آیند و می‌روند اما توجه یك مرد به طرز پوشش خود باید مداوم باشد. این از همان روزهای اول آشنایی برای یك زن حائز اهمیت است. باید سعی كنید بفهمید همسرتان چه نوع ظاهری را می‌پسندد. مثلا اگر دوست دارد رنگ شلوار شما روشن باشد به خواسته‌اش توجه كنید. لباس پوشیدن شما آنطور كه همسرتان دوست دارد قدم مهمی در ایجاد علاقه بیشتر در زنان است. مردان باید بدانند كه بد نیست گاهی لباس قرمز بپوشند، زیرا روانشناسان می‌گویند این یكی از اولویت‌های ناخودآگاه زنان است. آنها معتقدند رنگ قرمز باعث می‌شود مردها قوی‌تر و جالب‌‌تر به نظر بیایند. اما توجه داشته باشید كه این رنگ به مهربان‌تر نشان دادن شما كمكی نمی‌كند.

3. از خودگذشتگی هیچ وقت از مد نمی‌افتد

یك مرد سنتی باشید

زمانی كه پای عواطف به میان می‌آید خیلی از زنان هنوز شیوه مردان سنتی را ترجیح می‌دهند، به خصوص در ابتدای زندگی مشترك. آنها به خوبی می‌توانند از پس كارهایی همچون باز كردن در یا جابه‌جا كردن صندلی بربیایند ولی وقتی تامل می‌كنند یعنی از شما انتظار ادای احترام و همكاری دارند و توقع دارند شما این كارها را برای او انجام دهید.

4. اشتباهات خود را پنهان نكنید

شجاع باشید، اعتراف كنید

می‌خواهید دل همسرتان را به دست بیاورید؟ زنان عموما به رشد شخصیتی علاقه دارند و مردی را دوست دارند كه با ملاحظه و متفكر باشد، به خصوص وقتی می‌دانند به اشتباهش پی برده. این اشتباه می‌تواند اعم از بدخلقی یا بی‌توجهی به آنها به دلیل خستگی از كار باشد. آنها مشتاقند ببینند كه شوهرشان سعی در جبران آن دارد. پس شجاع باشید و به اشتباه‌تان اعتراف كنید.

5. نقش حلال مشكلات را بازی نكنید

گوش كنید، راه‌حل ارائه ندهید

وقتی چیزی همسرتان را آزار می‌دهد او گوش شنوای شما را می‌خواهد نه نصیحت. مردها فكر می‌كنند باید همه چیز را حل كنند، زیرا عموما تمایل به حل مسئله دارند. اما برای یك زن گوش سپردن به حرف‌هایش مانند معجزه‌ای عمل می‌كند كه به عمیق‌تر شدن رابطه كمك می‌كند.

6. سر تكان دادن كافی نیست

با دقت گوش كنید

خانم‌ها واقعا دوست دارند بدانند كه به حرف‌هایشان توجه می‌كنید. كافـــی نیست سر تكان دهید و وقتی مكث می‌كنند منتظرند عكس‌العمل شما همراه با توجه كامل باشد. مثلا اگر از كارفرمای خود شكایت می‌كنند دوست دارند چیزهایی از زبان شما بشنوند از قبیل: متاسفم كه روز سختی داشتی یا چه بد، نگران نباش و... یادتان باشد سعی كنید در ارائه راه‌حل شتاب نكنید.

7. تقلید می‌تواند نشانه علاقه باشد

نشانه عشق

همسر شما با تقلید از اعمال و رفتار شما میزان علاقه‌اش را به شما نشان می‌دهد. مثلا او ممكن است غذایی را كه باب میل شماست سفارش دهد یا لباس به رنگ مورد علاقه‌تان را بپوشد یا لبخند شما را با لبخند پاسخ دهد. پس به اینگونه رفتارها دقت بیشتری داشته باشید.

8. به یك بار گفتن اكتفا نكنید

چند بار بگویید، نه یك بار

بد نیست گاهی ویژگی‌های فردی مثبت او را گوشزد كنید. مثلا از زیبایی‌اش تعریف كنید و بدون اینكه به شما بگوید تغییرات ظاهری‌اش را تحسین كنید. تغییراتی از قبیل كاهش وزن، تغییر رنگ مو و از این قبیل هر چند كوچك هم باشد برای آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. مطمئن باشید تحسین همسرتان او را بیشتر به شما علاقه‌مند می‌كند.

9. از رابطه‌تان صحبت كنید

فرصتی برای صحبت

وقتی او می‌خواهد سر صحبت در مورد روابط‌تان را باز كند لزوما قرار نیست مشكلی را مطرح كند. روانشناسان معتقدند كه زنان دوست دارند در مورد همبستگی در زندگی مشترك، خوب یا بد پیش رفتن اوضاع و به طور كلی راجع به زندگی گهگاهی حرف بزنند كه این نشانه خوبی است. یك صحبت صادقانه دونفره می‌تواند یك زوج را به هم نزدیك‌تر می‌كند.

10. با او چشم در چشم صحبت كنید

چشم در مقابل چشم

شما به عنوان یك مرد ممكن است ترجیح بدهید در كنار همسرتان نشسته و با او صحبت كنید اما او اغلب ترجیح می‌دهد با شما رودررو باشد. تماس چشمی در حین مكالمه باعث افزایش علاقه بین شما به عنوان یك زوج خواهد شد.

11. لحظه را از دست ندهید

گاهی شما فرمان را در دست بگیرید

نگذارید او همیشه پیش‌قدم شده و سرحرف را باز كند. اگر به شما فرصت صحبت كردن می‌دهد سعی كنید از آن استفاده كرده و بحث را هدایت كنید هرچند موضوع ساده‌ای باشد. توجه به موضوع بحث و به نتیجه رساندن آن برای او بسیار حائز اهمیت است.

12. حفظ رابطه صمیمی اصلا سخت نیست

چرا شاعر نمی‌شوید

همسرتان همیشه خواستار محبت و عشق شماست. فرقی نمی‌كند 2 ماه از ازدواج‌تان گذشته باشد یا 20 سال. تقدیم یك شاخه گل، دعوت به یك شام ساده، چند بیت شعر، حتی اگر كلیشه‌ای به نظر برسد باعث ایجاد صمیمیت بیشتر می‌شود. به گفته روانشناسان زنان از ابراز علاقه‌هایی اینچنین ساده لذت برده و قدردان آن خواهند بود و این قدردانی را همیشه ابراز خواهند كرد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



یکی از بستگان خدا
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد..- آهای، آقا پسر!پسرک برگشت و به سمت خانم رفت... چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:- شما خدا هستید؟- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!
---------------------------------------------------------------------------
 
نخستین درس مهم - زن نظافتچى
من دانشجوى سال دوم بودم. یک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده‌ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال این بود: «نام کوچک زنى که محوطه دانشکده را نظافت می‌کند چیست؟»من آن زن نظافتچى را بارها دیده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود... امّا نام کوچکش را از کجا باید می‌دانستم؟من برگه امتحانى را تحویل دادم و سوال آخر را بی‌جواب گذاشتم. درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجویى از استاد سوال کرد آیا سوال آخر هم در بارم‌بندى نمرات محسوب می‌شود؟استاد گفت: حتماً و ادامه داد:شما در حرفه خود با آدم‌هاى بسیارى ملاقات خواهید کرد. همه آن‌ها مهم هستند و شایسته توجه و ملاحظه شما می‌باشند، حتى اگر تنها کارى که می‌کنید لبخند زدن و سلام کردن به آن‌ها باشد.من این درس را هیچگاه فراموش نکرده‌ام.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دومین درس مهم- کمک در زیر باران
یک شب، حدود ساعت ٥/١١ بعدازظهر، یک زن مسن سیاه پوست آمریکایى در کنار یک بزرگراه و در زیر باران شدیدى که می‌بارید ایستاده بود. ماشینش خراب شده بود و نیازمند استفاده از وسیله نقلیه دیگرى بود. او که کاملاً خیس شده بود دستش را جلوى ماشینى که از روبرو می‌آمد بلند کرد. راننده آن ماشین که یک جوان سفیدپوست بود براى کمک به او توقف کرد. البته باید توجه داشت که این ماجرا در دهه ١٩٦٠ و اوج تنش‌هاى میان سفیدپوستان و سیاه‌پوستان در آمریکا بود. مرد جوان آن زن سیاه‌پوست را به داخل ماشینش برد تا از زیر باران نجات یابد و بعد مسیرش را عوض کرد و به ایستگاه قطار رفت و از آن جا یک تاکسى براى زن گرفت و او را کمک کرد تا سوار تاکسى شود. زن که ظاهراً خیلى عجله داشت از مرد جوان تشکر کرد و آدرس منزلش را پرسید. چند روز بعد، مرد جوان در خانه بود که صداى زنگ در برخاست... با کمال تعجب دید که یک تلویزیون رنگى بزرگ برایش آورده‌اند. یادداشتى هم همراهش بود با این مضمون:«از شما به خاطر کمکى که آن شب به من در بزرگراه کردید بسیار متشکرم. باران نه تنها لباس‌هایم که روح و جانم را هم خیس کرده بود. تا آن که شما مثل فرشته نجات سر رسیدید.... به دلیل محبت شما، من توانستم در آخرین لحظه‌هاى زندگى همسرم و درست قبل از این که چشم از این جهان فرو بندد در کنارش باشم.. به درگاه خداوند براى شما به خاطر کمک بی‌شائبه به دیگران دعا می‌کنم.»     ارادتمند        خانم نات کینگ ‌کول
 
-------------------------------------------------------------------------------
سومین درس- همیشه کسانى که خدمت می‌کنند را به یاد داشته باشید

 در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست.. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.
 
- پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟
 
- خدمتکار گفت: ٥٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید:
- بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:
- ٣٥ سنت
- پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:
- براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١٥ سنت براى او انعام گذاشته بود.
 یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.

 -----------------------------------------------

چهارمین درس مهم- مانعى در مسیر

 در روزگار قدیم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در یک جاده اصلى قرار داد... سپس در گوشه‌اى قایم شد تا ببیند چه کسى آن را از جلوى مسیر بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسیدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسیارى از آن‌ها نیز به شاه بد و بیراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هیچیک از آنان کارى به سنگ نداشتند...
 
سپس یک مرد روستایى با بار سبزیجات به نزدیک سنگ رسید. بارش را زمین گذاشت و شانه‌اش را زیر سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد.. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ریختن‌هاى زیاد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزیجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگیرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کیسه‌اى زیر آن سنگ در زمین فرو رفته است. کیسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و یادداشتى از جانب شاه که این سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستایى چیزى را می‌دانست که بسیارى از ما نمی‌دانیم!
.هر مانعى، فرصتى





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شاید به این فکر کنید که این یک ساعت به دست آمده منجر می شود تا شما یک ساعت کمتر بخوابید، اما نگاهی به کارهای زیر بیاندازید، واقعا آنها ارزش آن را ندارد که یک ساعت از خوابتان را فدای آنها بکنید؟

تا به حال اتفاق افتاده که در طول روز یک ساعت وقت اضافه داشته باشید و ندانید با وقتتان چه کنید؟
هر چند زیاد خوشایند نیست که همه چیز با زمان سنجیده شود، اما به هر شکل عمر ما را بر پایه زمان می سنجند. ما در مسابقات ورزشی دقیقه ها و ثانیه ها را ثبت می کنیم. سرعت گذر زمان وقتی که از آن لذت می برید زیاد می شود و زمانی که در یک قرار ملاقات کسل کننده نشسته اید به کندی می گذرد. قدرتی برای کنترل زمان وجود ندارد و این موضوع چندان چیز جالبی نیست. اما هیچکس از یک ساعت وقت اضافه در طی روز بدش نمی آید.

یکی از راه های به دست آوردن یک ساعت اضافه، بهره گیری از تغییر ساعت در پایان نیمه سال است. زمانی که زمان رسمی کشور یک ساعت به عقب باز می گردد، اگر شما هر روز ساعت هفت صبح از خواب بر می خواستید، حالا پس از تغییر ساعت، شما ساعت شش از خواب بیدار می شوید. مغز شما به همان ساعت عادت کرده است و شما طی ۱۲۶ روز آینده، هر روز ۶۰ دقیقه طلایی اضافی خواهید داشت.
حالا یا به دلیل تغییر ساعت رسمی و یا به هر دلیل دیگری یک ساعت وقت اضافی دارید. می توانید این کارها را انجام بدهید:

1 - ایمیل هایتان را مرتب کنید و به ایمیل های بی پاسخ جواب بدهید

2 - یک متن دست نویس حاوی تشکر برای آنهایی که از شما پشتیبانی می کنند بفرستید

3 - با چند تن از همکارانتان راجع به اینکه چطور می توان محل کار را اداره کرد مشورت کنید

4 - برای یک عصر رمانتیک با همسرتان قرار تنظیم کنید

5 - به بررسی کارهای رقبایتان بپردازید

6 - اسم خودتان را در گوگل جستجو کنید و اگر زیاد برایتان طول نمی کشد، اسم همکارانتان را هم جستجو کنید

7 - لیستی از مزایا و معایب خودتان به عنوان یک فرد مشارکت کننده در شرکت را تهیه کنید

8 - فرد الگوی خود را بیابید و بشناسید و با یک تماس کوچک او را به نهار دعوت کنید

9 - تمرینات ورزشی را به هر مقدار که می توانید انجام دهید

10 - برای یک مسافرت آخر هفته با خانواده برنامه ریزی کنید

11 - یک زبان خارجی یاد بگیرید

12 - با رئیس تان، همکارتان و یا شریک زندگیتان نهار بخورید

13 - به دوست و یا قوم و خویشی که از یاد برده اید زنگ بزنید

14 - پروفایل های خود را در شبکه های اجتماعی به روز کنید

15 - رزومه تان را به روز کنید

16 - قدرت نظاره گری خود را با توجه به مردم در محیط های شلوغ افزایش دهید

17 - برای موسسه خیریه ای که دوست دارید، داوطلب شوید

18 - لیست موسیقی جدید بسازید و به آنها گوش کنید

19 - به مدیتیشن بپردازید

20 - دسکتاپ کامپیوتر خود را مرتب و تمیز کنید

21 - یک مهمانی شام درست و حسابی را تدارک ببینید

22 - کتاب هایی راجع به تجارت بخوانید

23 - یک داستان کوتاه بنویسید

24 - به خودتان ظاهری تازه ببخشید ( به خرید لباس بروید )

شاید به این فکر کنید که این یک ساعت به دست آمده منجر می شود تا شما یک ساعت کمتر بخوابید، اما نگاهی به کارهای بالا بیاندازید، واقعا آنها ارزش آن را ندارد که یک ساعت از خوابتان را فدای آنها بکنید؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 آذر 1391 :: نویسنده : Raziyeh

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.

مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.

آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
فقط %7 از طریق گفتگو عاشق میشوند

3 مرحله عشق
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.


مرحله اول، شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

مرحله دوم، مجذوبیت
زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین.

آدرنالین
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.

دوپامین
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.

سروتونین
و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟
در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.

عشق نیاز به ناپیدایی دارد

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

مرحله سوم، تعلق

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.

اکسیتوسین - هورمون نوازش

اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.

یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

واسوپرسین
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.


و در نهایت...

چگونه عاشق شویم؟

شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 آذر 1391 :: نویسنده : Raziyeh


نه! اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه سازمان بین‌المللی. برای اینکه این پست را شروع کنم باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم:

اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرت‌های جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال می‌شد. یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف ‌کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت می‌کرد.
در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جت‌های روسی به این هواپیما نزدیک شدند. خلبانان جت‌های روسی نمی‌دانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند.
گفته می‌شود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگنده‌های روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوری‌های زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جت‌ها همچنان ، هواپیما را همراهی می‌کردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند.
بعد از اینکه همه متوجه فاجعه شدند ، مقامات روسی سعی کردند عمل خود را توجیه کنند ولی رونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا روس‌ها را بربر دانست و کار آنها را ?جنایتی علیه بشر که نباید فراموش شود? تلقی کرد.
تنش بین ابرقدرت‌های به حداکثر خود رسیده بود و نظامیان هر دو جبهه در حالت آماده‌باش نظامی قرار گرفته بودند.

در یک شب سرد در 26 سپتامبر سال 1983 ، استانیسلاو یوگرافوویچ پتروف - یک سرهنگ دوم نیروهای موشکی استراتژیک- سر کارش بود او به جای همکارش که به علتی نتوانسته بود در محل کار ظاهر شود ، پست می‌داد و آسمان شوروی را پایش می‌کرد.
کمی از نیمه‌شب گذشته بود که پتروف هشداری از یک کامپیوتر گرفت : یک موشک اتمی از سوی آمریکا شلیک شده و مقصدش مسکو است.
پروتکل نظامی از پیش تعریف‌شده روس‌ها در چنین شرایطی این بود که همه سلاح‌های اتمی برای انجام یک ضد حمله به صورت سریع و آنی فعال شوند و پس از آن به مقامات نظامی و سیاسی اطلاع داده شود.
صدای آلارم‌ها در پناهگاهی که پتروف در آن بود به گوش می‌رسید و نورهای قرمز به نشانه شناسایی موشک اتمی آمریکایی‌ها به وسیله ماهواره‌های روسی همه جا روشن بودند.
ولی پتروف حس می‌کرد هشدار کامپیوترها درست نباشد ، او فکر کرد که اگر آمریکا واقعا قصد حمله به شوروی را داشته باشد از همه موشک‌هایش استفاده می‌کند و با پرتاب صرفا یک موشک ، فرصت ضدحمله را به روس‌ها نمی‌دهد.
لحظاتی بعد استرس در پناهگاه بیشتر شدو همه افسرها در تشویش بودند چرا که کامپیوترها ، موشک‌های دوم ، سوم ، چهارم و پنجم را هم شناسایی کرده بودند.
پتروف دو راه پیش رو داشت : به غریزه‌اش اعتماد کند و همه اخطارهای کامپیوترها را ناشی از اشتباه آنها بداند و یا طبق پروتکل نظامی ، سیستم موشکی شوروی را فعال کند و آغازگر جنگی شود که بی‌شک موجب مرگ میلیون‌ها نفر می‌شود.
پتروف کار اول را انجام داد. با گذشت دقایقی معلوم شد که حق با پتروف بوده است. همه اینها ناشی از خطای کامپوتر و نقص در یک قطعه چند دلاری بود. پتروف حالا یک قهرمان بود ، او از جنگ اتمی پیشگیری کرده بود ، افسران دور و برش ، تصمیم شجاعانه او را ستودند.
ولی مقامات کرملین اینگونه فکر نمی‌کردند ، او به هر حال از پروتکل نظامی تخطی کرده بود ، اگر تصمیم او اشتباه از آب در می‌آمد ، جان میلیون‌ها نفر از شهروندان شوروی را به خطر می‌انداخت. بنابراین تصمیم گرفته شد که پتروف به بازنشستگی پیش از موعد برود ، با حقوقی حدود 200 دلار در ماه!
تا سال 1988 به خاطر حفظ اسرار نظامی کسی از تصمیم قهرمانانه پتروف آگاه نشد ، در این زمان یکی از افسران حاضر در آن پناهگاه کتابی در مورد واقعه نوشت و همه چیز را توضیح داد.
قرار بوده است در سال 2008 مستندی با عنوان "مردی که دنیا را نجات داد" ساخته شود.
هیچ کس نمی‌داند که اگر پتروف ،آن افسر 44 ساله‌ ،آن شب در آن پناهگاه نبود ، چه اتفاقی می‌افتاد و باز کسی نمی تواند حدس بزند اگر همکار آقای پتروف آن روز در شیفت خودش حاضر می‌شد چه تصمیمی می‌گرفت ولی مسلم است که پتروف بیشتر از هر شخص دیگری باعث نجات جان انسان‌ها شده است.

شاید اگر آن تصمیم پتروف نبود ، الان من و شما در پشت مانیتورهایمان در حال نوشتن وخواندن این پست نبودیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 12 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

مدیر وبلاگ : Raziyeh
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات